X
تبلیغات
اسرار درون بدن انسان
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 21:59 | نویسنده : فاطمه كشاورز
ش به: ناوبری، جستجو

ابن سینا

ابن سینا در یک مینیاتور ایرانی
زادروز ۳۷۰ قمری (۱ شهریور ۳۵۹)[نیازمند منبع]
بخارا (پایتخت سامانیان)، در ازبکستان کنونی
درگذشت جمعه ۱ رمضان ۴۲۸ قمری (۲ تیر ۴۱۶)
همدان
آرامگاه آرامگاه بوعلی‌سینا
‏۴۷٫۶۲″ ۳۰′ ۴۸°شرقی ‏۲۹٫۵۵″ ۴۷′ ۳۴°شمالی / ۴۸٫۵۱۳۲۲۷۸غرب ۳۴٫۷۹۱۵۴۱۷جنوب / -۴۸٫۵۱۳۲۲۷۸;-۳۴٫۷۹۱۵۴۱۷
محل زندگی فرارود، خراسان، گرگان، ری و همدان
نام‌های دیگر ابوعلی سینا، پور سینا
پیشه فیلسوف و دانشمند
سال‌های فعالیت اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم قمری
لقب شیخ‌الرئیس
دوره اواخر سامانیان و اوایل غزنویان
مکتب فلسفه مشایی
آثار شفا، قانون، دانشنامهٔ علایی و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی
گفتاورد تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و پور سینا (زادهٔ ۳۵۹ ه. ش در بخارا -درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی[۱])[۲][۳][۴]، پزشک و شاعر[۵] ایرانی[۶][۷][۸][۹] و مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان-دانشمندان ایران است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.[۱۰] [۱۱]

وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند.[۱۲] همچنین وی او را مشهورترین دانشمند ایران می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است..[۱۳]

زندگی [ویرایش]

اولین سنگ قبر ابن سینا قبل از نبش قبر و جابجایی
10-RIAL-REV-TAKHT-KE.jpg

بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵) «وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)

ابن سینا در روستای افشانه نزدیک بخارا متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود و وی را به مدرسه بخارا فرستاد در آنجا به خوبی تحصیل کند. پدر و برادر ابن سینا مجذوب تبلیغات اسماعیلیه شده بودند، اما ابن سینا از آن دو تبعیت نکرد. وی حافظه و هوشی خارق العاده داشت. به طوری که در ۱۴ سالگی از معلمان خود پیشی گرفت.[۱۴]

او علم منطق را به استادش ناتیلی آموخت. او کسی را نداشت که از وی علوم طبیعی یا داروسازی را فرا بگیرد و پزشکان مشهور از دستورالعملهای او تبعیت می‌کردند. البته وی در فراگیری علم ماوراء الطبیعه ارسطو دچار مشکل شد که تنها به کمک تفسیر فارابی توانست آن را بفهمد. او امیر خراسان را از یک بیماری سخت نجات داد. امیر خراسان در ازای این کار اجازه داد که ابن سینا از کتابخانه باشکوه مخصوص شاهزادگان سامانی استفاده کند. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر تمام علومی که بعدها شناخته شدند، تسلط یافت. پیشرفتهای بعدی وی، مرهون استدلالهای شخصی وی بود.[۱۴]

بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم. چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم. چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم.

در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و به خاک سپرده شد. او با روش‌های متفکرانه بیماران را درمان می‌کرد.

مهاجرت از گرگانج به گرگان (۴۰۳-۴۰۲ هجری/ ۱۰۱۳-۱۰۱۲ میلادی) [ویرایش]

ابن سینا در ۴۰۲ هجری گرگانج را به مقصد گرگان ترک نمود تا دوستش کاووس بن وشمگیر دیلمی از آل زیار را ملاقات کند. در این راه، ابن سینا به طرف خراسان رفت و از شهرهای نسا، ابیورد، طوس، سمنگان، جاجرم گذشت و به گرگان رسید. اما در این اثنا (در زمستان ۴۰۳ هجری/ژانویه و مارس ۱۰۱۳ میلادی) قابوس درگذشت. گرچه در شرح حال ابن سینا به زبان خودش، دلیلی بر این موضوع نیامده، اما می توان علت مرگ قابوس را مسائل سیاسی دانست. ابن سینا در طی این سفر به نظر نمی‌رسد که در شهری توقف کرده باشد. ابن سینا مدت کوتاهی در گرگان در خانه یکی از دوستان صمیمی اش اقامت نمود و در آنجا جوزجانی را ملاقات نموده و در خدمت منوچهر بن کاووس بود.[۱۵]

در ری (۴۰۵-۴۰۴ هجری/ ۱۰۱۵-۱۰۱۴ میلادی) [ویرایش]

ابن سینا از گرگان به ری مهاجرت کرد و در دستگاه حکومتی حاکم آل بویه مجدالدوله رستم وارد شد. مادر مجدالدوله سیده، دستی پشت پرده در تصمیم گیریهای حکومتی بود. ابن سینا با مهارتی که در پزشکی داشت، از نخبگان سیاسی که به مجدالدوله مشاوره می‌دادند پیشی گرفت و به وی نزدیک تر شد. ابن سینا مجدالدوله را که مبتلا به مالیخولیا شده بود را مداوا نمود.[۱۵]

در همدان (۴۱۵-۴۰۵ هجری/ ۱۰۲۴-۱۰۱۵ میلادی) [ویرایش]

ابن سینا در ری بود تا شمس الدوله حاکم آل بویه (برادر مجدالدوله) در ذی قعده ۴۰۵/آوریل ۱۰۱۵ به آنجا حمله کرد. ابن سینا به دلایل نامعلوم به قزوین مهاجرت کرده و سپس وارد همدان گردید. وی سپس برای معالجه شمس الدوله احضار گردید و به اجبار وزیر وی شد و تا مرگ شمس الدوله در ۴۱۲ هجری/۱۰۲۱ میلادی در این پست باقی ماند. یک بار در این دوران ابن سینا با لشکریان امیر درگیر شد. پس از مرگ شمس الدوله، سماءالدوله روی کار آمد و از ابن سینا خواست تا در مقامش باقی بماند. اما ابن سینا تمایلی به این موضوع نداشت و در انتظار فرصتی برای ترک آن دیار بود. او مخفیانه با علاءالدوله حاکم آل کاکویه مکاتبه کرد که دیوان آل بویه در همدان و مخصوصا تاج الملوک وزیر کرد آل بویه به وی ظنین گردیده و به اتهام خیانت در قلعه‌ای در فرجان ابن سینا را زندانی کردند. ابن سینا ۴ ماه زندانی بود تا اینکه علاءالدوله به همدان تاخت و سلطنت سماءالدوله را پایان داد و ابن سینا از زندان آزاد شد. علاءالدوله به ابن سینا پیشنهاد منصبی در همدان را داد که نپذیرفت. چندی بعد ابن سینا تصمیم به مهاجرت به اصفهان گرفت و در لباس صوفیان به همراه برادرش جوزجانی و دو برده به آنجا رفت.[۱۵]

در اصفهان (۴۲۸-۴۱۵ هجری/۱۰۳۷-‍‍۱۰۲۴ میلادی) [ویرایش]

علاءالدوله، ابن سینا را با عزت و احترام پذیرفت و ابن سینا در اصفهان سکنی گزید و سالهای پایانی عمرش را در خدمت وی گذراند و در اکثر سفرها با وی همراه بود. در یکی از این سفرها به همدان در سال ۴۲۸ هجری، ابن سینا مبتلا به قولنج شد که دائما به آن مبتلا می‌گشت و در اثر آن درگذشت و در همدان به خاک سپرده شد و آرامگاه بوعلی‌سینا هم اکنون در این شهر قرار دارد.[۱۵]

اخلاق و صفات [ویرایش]

ابن سینا از حیث نیروی جسمانی، مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمی‌کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می‌توانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در سفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می‌پرداخت و در این کار افراط می‌کرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست.

نکتهٔ منفی در اخلاق ابن سینا گفتار تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود.

ابن سینای فیلسوف [ویرایش]

ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. متاسفانه امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.[۱۶]

آثار ابن سینا [ویرایش]

نسخه‌ای از کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین، چاپ ۱۴۸۴ میلادی در مخزن کتب نفیس کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو

به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می‌زیستند کتاب‌های خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبان‌های دیگر از جمله فارسی ترجمه شد. از جمله اثر قانون در طب که توسط عبدالرحمن شرفکندی به زبان فارسی ترحمه شده‌است.

افزون بر این، ابن‌سینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشته‌است. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آن‌ها، بی گمان «دانشنامه علائی» و «رگشناسی» (رساله نبض) از نوشته‌های او است. آثار فارسی ابن‌سینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصار کامل نوشته شده‌است.[۱۷]

آثار فراوانی از ابن‌سینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آن‌ها در فهرست نسخه‌های مصنفات ابن سینا[۱۸] آورده شده‌است. این فهرست شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است.[۱۷]

از مصنفات اوست: کتاب المجموع در یک جلد، کتاب الحاصل و المحصول در بیست جلد، کتاب البرّ و الاثم، در دو جلد، کتاب الشفاء، در هجده جلد، کتاب القانون فی الطب، در هجده جلد، کتاب الارصاد الکلیه، در یک جلد، کتاب الانصاف، در بیست جلد، کتاب النجاه، در سه جلد، کتاب الهدایه، در یک جلد، کتاب الاشارات، در یک جلد، کتاب المختصر الاوسط، در یک جلد، کتاب العلائی، در یک جلد، کتاب القولنج، در یک جلد، کتاب لسان العرب فی اللغه، در ده جلد، کتاب الادویة القلبیه، در یک جلد، کتاب الموجز، در یک جلد، کتاب بعض الحکمة المشرقیه، در یک جلد، کتاب بیان ذوات الجهه، در یک جلد، کتاب المعاد، در یک جلد، کتاب المبدأ و المعاد، در یک جلد.

و رساله‌های او عبارتند از:

رسالة القضاء و القدر، رسالة فی الآلة الرصدیه، رسالة عرض قاطیغوریاس، رسالة المنطق بالشعر، قصائد فی العظة و الحکمه، رسالة فی نعوت المواضع الجدلیه، رسالة فی اختصار اقلیدس، رسالة فی مختصر النبض به زبان فارسی، رسالة فی الحدود، رسالة فی الاجرام السماویة، کتاب الاشاره فی علم المنطق، کتاب اقسام الحکمه، کتاب النهایه، کتاب عهد کتبه لنفسه، کتاب حیّ بن یقطان، کتاب فی انّ ابعاد الجسم ذاتیة له، کتاب خطب، کتاب عیون الحکمه، کتاب فی انّه لا یجوز ان یکون شی‏ء واحد جوهریا و عرضیا، کتاب انّ علم زید غیر علم عمرو، رسائل اخوانیه و سلطانیه و مسائل جرت بینه و بین بعض العلماء.

فلسفه [ویرایش]

ریاضیات [ویرایش]

  • زاویه
  • اقلیدس
  • الارتماطیقی
  • علم هیئت
  • المجسطی
  • جامع البدایع

طبیعی [ویرایش]

  • ابطال احکام النجوم
  • الاجرام العلویة واسباب البرق والرعد
  • فضا
  • النبات والحیوان

پزشکی [ویرایش]

  • قانون
  • الادویة القلبیه
  • دفع المضار الکلیه عن الابدان الانسانیه
  • قولنج
  • سیاسة البدن وفضائل الشراب
  • تشریح الاعضا
  • الفصد
  • الاغذیه والادویه

کتاب قانون یک دایره المعارف پزشکی است که در ان تمام مبانی اصلی طب سنتی مورد بحث قرار کرفته‌است مانند:مبانی تشریح/آناتومی/ مبانی علامت شناسی/سمیولوژی/داروشناسی وداروسازی و نسخه نویسی/فارماکولوژی/وغیره. کتاب قانون در سال ۱۳۶۰ توسط مرحوم شرفکندی (ماموستا هژار) از زبان عربی به زبان فارسی امروزی ترجمه شد وتوسط انتشارات سروش منتشرگردید وتاکنون چندین بار تجدید چاپ شده‌است. کتاب قانون در دانشگاه‌های اروپایی وآمریکایی تا دو قرن پیش مورد استفاده پزشکان بوده وبه اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده‌است و بعد از انجیل بیشترین چاپ را داشته‌است. افلاطون مغز و قلب و کبد رااز اعضای حیاتی بدن انسان ذکر کرده بود و لذا این اعضارا مثلث افلاطون (تریگونوم پلاطو) می‌نامیدند. ابن سینااعلام نمود که دوام وبفائ نسل انسان وابسته به دستگاه تولید مثل است ولذا جمع چهار عضو مذکور را مربع ابن سینا (کوادرانگولا اویسینا) نامیدند. وی همچنین علاقه مند به تاثیرات اندیشه بر جسم بود و آثاری نیز در باب روانشناسی دارد.

موسیقی [ویرایش]

پورسینا تئوری‌دانی دارای دیدگاه‌های موسیقایی است. او مرد دانش و نه کنش در موسیقی بود ولی آنچنان از همین دانش نظری سخن می‌راند که گویی در کنش نیز چیره دست است. گمان می‌شود پورسینا و فارابی بنیادگذاران نخستین پایه‌های دانش هماهنگی(هارمونی) در موسیقی بوده‌اند. آثار موسیقایی پور سینا روی هم رفته پنج اثر مهم اوست که در بخش‌هایی از آنها به موسیقی پرداخته شده[۱۹]:

  • شفا
  • جوامع علم موسیقی
  • المدخل الی صناعة الموسیقی*[۲۰] (در دسترس نیست)
  • لواحق(در دسترس نیست)
  • دانشنامه علایی
  • نجات
  • اقسام العلوم

اشعار [ویرایش]

کتاب قانون ابن سینا در سال ۱۵۹۳

ابن سینا در شعر نیز دستی داشته و اشعار زیادی به زبان عربی سروده‌است و حتی منظومه‌هایی مثل قصیده ارجوزه در مسایل علمی ساخته‌است. اشعاری نیز به زبان فارسی از او روایت کرده‌اند که برخی از آن‌ها به نام دیگران نیز آمده‌است و با توجه به اسلوب و معانی آن‌ها باید در انتساب این اشعار به ابن سینا تردید روا داشت[نیازمند منبع]. ما در اینجا، برای آشنایی مختصر با اشعار ابن سینا، گزیده‌ای از مستندترین آنها را می‌آوریم:

[۵]

به گردون ابرش از رحمت برآمد از دل دریا
که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا
زبان بگشود سوسن چون بشیر از مژده یوسف
زحسرت چشم نرگس همچنان یعقوب شد بینا
علی عالی اعلا، ولی والی والا
وصی سید بطحا، به حکمش جمله ما فیها
قوام جسم را جوهر، زمانی روح را رهبر
کلام نیک پیغمبر، ولی ایزد دانا
حیدیثی خاطرم آمد که می‌فرمود پیغمبر
به اصحابش شب معراج سر لیله الاسرا
به طاق آسمان چهارمین، دیدم من از رحمت
هزاران مسجدی اندر درون مسجد اقصا
به هر مسجد هزاران طاق، هر طاق محرابی
به هر محراب صد منبر، به هر منبر علی پیدا
به پیغمبر چو بشنیدند اصحاب این سخن گفتند
که دیشب با علی بودیم، جمله جمع در یکجا
تبسم کرد سلمان، این سخن گفتا به پیغمبر:
به غیر از خود ندیدم هیچ کس، در نزد آن مولا
اباذر گفت با سلمان به روح پاک پیغمبر
نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه‌ای تنها
که ناگه جبرئیل از، سلام آورد براحمد
که‌ای مسند نشین بازگاه قرب او ادنا
اگرچه بر همه ظاهر شدم بر صورتی، اما
ولیکن از همه بگذشت، با ما بود در بالا

غذای روح بود باده رحیق الحق
که رنگ او کند از دور رنگ گل را دق
به رنگ زنگ زداید ز جان اندوهگین
همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بق
به طعم، تلخ چوپند پدر و لیک مفید
به پیش مبطل، باطل به نزد دانا، حق
می‌از جهالت جهال شد به شرع حرام
چو مه که از سبب منکران دین شد شق
حلال گشته به فتوای عقل بر دانا
حرام گشته به احکام شرع بر احمق
شراب را چه گنه زان که ابلهی نوشد
زبان به هرزه گشاید، دهد ز دست ورق
حلال بر عقلا و حرام بر جهال
که می‌محک بود وخیرو شر از او مشتق
غلام آن می‌صافم کزو رخ خوبان
به یک دو جرعه برآرد هزار گونه عرق
چو بوعلی می‌ناب ار خوری حکیمانه
به حق حق که وجودت شود به حق ملحق

روزکی چند در جهان بودم
بر سر خاک باد پیمودم
ساعتی لطف و لحظه‌ای در قهر
جان پاکیزه را بیالودم
با خرد را به طبع کردم هجو
بی خرد را به طمع بستودم
آتشی بر فروختم از دل
وآب دیده ازو بپالودم
با هواهای حرص و شیطانی
ساعتی شادمان نیاسودم
آخر الامر چون بر آمد کار
رفتم و تخم کشته بدرودم
کس نداند که من کجا رفتم
خود ندانم که من کجا بودم

می‌حاصل عمر جاودانی است بده
سرمایهٔ لذت جوانی است، بده
سوزنده چو آتش است لیکن غم را
سازنده چو آب زندگانی است، بده

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزارخورشید بتافت
آخربه کمال ذره‌ای راه نیافت

ماییم به عفو تو تولاکرده
وز طاعت معصیت تبرا کرده
آنجا که عنایت تو باشد، باشد
ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده

هر هیأت و هر نقش که شد محو کنون
در مخزن روزگار گردد محزون
چون باز همین وضع شود وضع فلک
از پرده غیبش آورد حق بیرون

در پرده سنحق نیست که معلوم نشد
کم ماند ز اسرار که مفهوم نشد
در معرفتت چو نیک فکری کردم
معلومم شد که هیچ معلوم نشد

کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چون من یکی و آن یکی هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود

از قعر گل سیاه تا اوج زحل
کردم همه مشکلات گیتی را حل
بیرون جستم زقید هر مکر و حیل
هر بند گشاده شد مگر بند اجل

از شیوه نگارش کتاب‌های علمی و فلسفی ابن‌سینا و اشعار عربی او که مشهورترین آن‌ها قصیده عینیه روحیه است به خوبی می‌توان توانایی و تسلط او در شاعری و سخنوری در ادبیات عرب را دریافت. اشعار فارسی‌ای که به ابن‌سینا نسبت داده‌اند، روی هم رفته ۲۲ قطعه و رباعی در ۶۵ بیت می‌شود، ولی در صحت انتساب آن‌ها به وی تردید کرده‌اند.[۱۷]

شاگردان ابن سینا [ویرایش]

ابن سینا علاوه بر آثار خود چند شاگرد نیز تربیت کرد که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میان شاگردان او این چندتن سرشناس ترند:

  • ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان شاگرد بسیار معروف ابن سینا است که برخی از آثار او در دست است. وی از زردشتیان آذربایجان بود.[۲۱] ولی بعدها مسلمان شد و کنیهٔ ابوالحسن را برگزید. چنانکه بسیاری از ارباب تواریخ به این مطلب تصریح کرده‌اند و از نوشته‌های خود ابوالحسن بهمنیار از جمله التحصیل چنین مطلبی تایید می‌شود. یکی از کتاب‌های ابن سینا به نام المباحث بیشتر شامل جواب سؤالات اوست.
  • ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی از سال ۴۰۳ هجری تا هنگام مرگ ابن سینا پیوسته در خدمت او بوده‌است و پس از مرگ او به گردآوری و تألیف آثار او پرداخت. تبحر او در ریاضیات بود.
  • ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی یکی دیگر از شاگردان مشهور ابن سینا است که رسالةالعشق را ابن سینا به نام او نوشت. وقتی نزاع علمی بوعلی سینا و ابوریحان بیرونی بر اثر برخی گفتارهای ابوریحان منقطع شد معصومی ادامهٔ بحث با ابوریحان را به عهده گرفت. مطالب معصومی به همراه اجوبه ابن سینا و سوالات و ردود ابی ریحان در کتابی به نام اسئله و اجوبه در ایران و لبنان چاپ شده‌است.
  • شیخ علی نسائی خراسانی یکی دیگر از شاگردان ابن سینا که ناصر خسرو هم در سفرنامه‌اش از وی نام می‌برد.

ابومنصور حسین بن طاهر بن زیله اصفهانی از دانشمندان ایرانی قرن چهارم و پنجم هجری و از شاگردان ابن سینا بود. وی در دانش‌های زمان خود بیشتر در ریاضیات مهارت داشت. او در سال ۴۴۰ هجری درگذشت.

تاثیر و جایگاه امروزی [ویرایش]

جایزه ابن سینا در آلمان [ویرایش]

در سال ۲۰۰۵ میلادی دکتر «یاشار بیلگین» ترک تبار (عضو حزب راست گرای اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان) با همکاری چند فرد دیگر، کانونی عام المنفعه به نام "آویسنا پرایز" (Avicenna-Preis e.V) در شهر فرانکفورت آلمان بنیان نهاد تا سالانه به انتخاب هیئت داوران «جایزه ابن سینا» را به افراد یا سازمان‌هایی که در راه تفاهم فرهنگی ملت‌ها کوشا بوده‌اند اعطاء کند. مبلغ سقفی این جایزه تا یکصد هزار یورو تعیین شده که از طرف شخصیت‌های حقوقی و حقیقی مختلف مهیا می‌گردد.



برچسب‌ها: زندگينامه ابن سينا, ابن سينا, ابو علي سينا, زندگينامه ابوعلي سينا دانشمند پزشكي

تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 21:17 | نویسنده : فاطمه كشاورز
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 20:26 | نویسنده : فاطمه كشاورز
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 20:20 | نویسنده : فاطمه كشاورز
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 19:43 | نویسنده : فاطمه كشاورز
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 19:10 | نویسنده : فاطمه كشاورز

 دانستني هايي درباره بدن

اثر زبان

اثر خطوط و اشکال روی زبان درست همانند اثر انگشت عمل میکند. یعنی هر انسانی خطوطی کاملا منحصر به فرد روی زبانش دارد. از این رو اثر زبان میتواند به عنوان یکی از فاکتورهای تشخیص هویت مورد استفاده قرار بگیرد.

2.  پوست
انسان نیز مانند دیگر پستانداران هر لحظه در حال پوست انداختن است. طبق تحقیقات انسان در هر ساعت ۶۰۰ هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده میکند. این مقدار برابر ۷۰۰ گرم پوست در هر سال می باشد. به صورت میانگین انسان در سن ۷۰ سالگی تقریبا به میزان پنجاه کیلوگرم پوست اندازی کرده است.

3.  تعداد استخوان ها
جالب است بدانید که کودک انسان تعداد بیشتری استخوان نسبت به یک فرد بزرگسال دارد. ما زندگی مان را با ۳۵۰ استخوان شروع میکنیم، اما در طول دوره رشد تا سن بلوغ به علت پیوستن استخوان ها به یکدیگر این مقدار به ۲۰۶ عدد استخوان کاهش پیدا میکند.

4.  تغییرات معده
هر سه یا چهار روز یکبار تغییراتی در معده شما بوجود می آید. اسیدهای قوی که معده برای هضم غذا به کار میگیرد، باعث تاثیراتی روی خود آن نیز می شود. البته معده مکانیزمی برای جلوگیری از هضم کامل خود دارد.

5. حس بویایی
حس بویایی ما به قدرت حس بویایی سگ سانان نیست و فقط میتوانیم ۵۰ هزار رایحه مختلف را به خاطر بسپاریم.

6.  طول روده باریک
طول روده های باریک تقریبا ۴ برابر بلندتر از قد متوسط انسان است. اگر روده های باریک به شکل کنونی خود نبودند، طول آن ها به ۵ تا ۷ متر می رسید.

7.  باکتری ها
در هر اینچ مربع از پوست بدن انسان نزدیک به ۳۲ میلیون باکتری زندگی میکنند که بیشتر این باکتری ها بی ضرر هستند.

8.  بوی پا
منشا بوی پا غدد عرقی هستند. در یک جفت پا ۵۰۰ هزار غده تولید غرق در حال فعالیت است که میتوانند روزانه نیم لیتر عرق تولید کنند.


برچسب‌ها: بدن انسان, دانستني هايي درباره بدن انسان, پوست, تعداد استخوان هاي بدن انسان

تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 18:42 | نویسنده : فاطمه كشاورز
استخوان ها

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچهها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند. مانند حشرات.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.

نقش اسکلت آدمی  

بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 4x
بافت مغز استخوان. بزرگنمایی : 40x

در انسان مانند جانوران دیگر، وظیفه اسکلت عبارتست از:

  • حفاظت اندامهایی مانند مغز، قلب، ششها
  • حرکت
  • شکل دادن کلی به بدن و حفظ ایستایی آن
  • تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد

در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد.97٪کل نمک های کلسیم در استخوان است.[۲] که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.

اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر، تنه و اندام(دست و پا) تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر  

استخوانهای سر عموماً از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه هشت عدد هستند و عبارت‌اند از: یک پیشانی در جلو، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد، این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در دو طرف بالای جمجمه، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه، یک استخوان پروانه ای که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان پرویزنی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره ۱۴ قطعه هستند. ۱۳ قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت هستند و یک قطعه آرواره پایینی متحرک است.استخوانهای زوج سر شامل 1-استخوان آهیانه 2-استخوان گیجگاهی استخوانهای فرد سر شامل 1-پروانه ای 2-پرویزنی 3-پس سری 4-استخوان پیشانی

استخوانهای تنه  

بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 4x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 10x
بافت استخوان متراکم. بزرگنمایی : 40x
بافت استخوان اسفنجی. بزرگنمایی : 10x

ستون فقرات  

ستون فقرات از ۲۹ قطعه استخوان ساخته شده‌است. به هر یک از قطعات ستون مهره ها یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع شوکی است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته‌است. مهره‌های ستون مهره‌ها را به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها ۷ عدد است. مهرهای پشت که تعداد آنها ۱۲ عدد است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل هستند. مهره‌های کمر که تعداد آن ۵ عدد است. استخوان یکپارچه خاجی واستخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال ۴ یا ۵ مهره جنینی بوجود آمده‌است.

قفسه سینه  

دنده‌ها، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ استخوانی پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از ۱۲ جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم، آن را از پایین مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای اندام های بالایی و پایینی 

دست و پا هر یک به‌وسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه  

شامل دو استخوان است : یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو، در گودی استخوان کتف (گلنویید) فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن 

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهیگاهی، شرمگاهی و نشیمنگاهی بوجود آمده‌است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست  

دست شامل این استخوانها می‌باشد : استخوان بازو که استخوانی است دراز و از بالا در حفره کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند زبرین یا استخوان رادیوس و زند زیرین یا استخوان اولنا است. زند زیرین، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست، هشت استخوان کوچک دارد که در دو ردیف قرار دارند. کف دست، پنج استخوان نسبتاً دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا  

استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. استخوان درشت نی در انتهای خود به قوزک داخلی پا ختم می شود. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین، قوزک خارجی را می‌سازد.

مچ پا ، ۷ استخوانچه دارد که بزرگ‌ترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف پا به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملاً به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان  

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود. لازم به ذکر است که وجود مواد معدنی همانند کلسیم برای سفت شدن استخوان ها بسیاز ضروری است . این مواد به تدریج در بافت استخوانی رسوب کرده و علاوه بر استحکام بخشیدن به آن ، در مواقع ضروری به عنوان یک منبع غنی در اخیار بدن قرار می گیرند .


برچسب‌ها: استخوان بندي انسان, رشد استخوان, اسكلت انسان, استخاون بندي بالا وپاييني بدن انسان

تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 18:12 | نویسنده : فاطمه كشاورز
 نقش اعضاي داخي بدن درهضم غذا

دستگاه گوارش

دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضاي مرتبط با آن تشكيل مي شود. لوله گوارش يك لوله پيچ خورده به طول حدود7 ‌متر است كه غذا در حين هضم شدن از آن عبور مي كند. اين لوله شامل دهان، حلق، مري، معده، روده هاي كوچك و بزرگ، راست روده و مقعد است. اعضاي گوارشي مرتبط عبارتند از3 ‌جفت غده بزاقي، كبد، لوزالمعده و كيسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات كوچكتر تبديل مي كند تا به وسيله سلول هاي بدن قابل استفاده شوند و مواد باقيمانده را به شكل مدفوع، دفع مي‌كند.


صفاق
يك غشاي چين خورده به نام صفاق، سطح دروني جدار شكم و تمامي اعضاي گوارشي را مي پوشاند.


دهان و مري
فرايند گوارش در دهان آغاز مي شود. عمل دندان ها و زبان در طول جويدن، غذا را براي بلع به قطعات نرم و كوچكتر تبديل مي كند و از طرفي مواد موجود در بزاق، كربوهيدارت هاي موجود در غذا را تجزيه مي كنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مري مي راند. در همين زمان، كام نرم حفره بيني را مي بندد و اپي گلوت كه يك زايده كوچك غضروفي در پشت زبان است، حركت كرده، حنجره را مي بندد و به اين ترتيب غذا وارد بيني يا حنجره نمي شود.


معده
غذا از مري به داخل معده مي رود. آنجا ممكن است به هم خوردن و تجزيه جزئي آن به وسيله مايعات گوارش كننده تا 5 ساعت طول بكشد تا تبديل به يك ماده نيمه مايع به نام سوپ معدي شود. مايعات بلعيده شده مثل آب و الكل از معده و روده مستقيماً‌ در عرض چند دقيقه عبور مي كنند.

روده كوچك
سوپ معدي وارد دوازدهه (قسمت اول روده كوچك) مي شود و به وسيله مايعات گوارش كننده كبد و لوزالمعده باز هم تجزيه مي شود. مرحله نهايي هضم در بقيه روده كوچك صورت مي پذيرد. در روده كوچك، مايعات گوارش كننده اي كه از جدار روده آزاد مي شوند، مواد غذايي را به واحدهاي شيميايي كوچكي تبديل مي كنند به طوري كه بتوانند از جدار روده وارد شبكه رگ هاي خوني اطراف آن شوند.

روده بزرگ
پس از جذب مواد غذايي در روده كوچك، مانده باقيمانده وارد روده بزرگ مي شود. بيشتر آب موجود در اين مواد به داخل بدن بازجذب مي شود و ماده دفعي نيمه جامد باقي مانده، مدفوع ناميده مي شود. مدفوع وارد راست روده مي شود و در آنجا تا زماني كه با يك حركت روده اي خارج شود نگهداري مي شوند.

كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده
كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده، به تجزيه شيميايي غذا كمك مي كنند. كبد از محصولات گوارش براي ساخت پروتئين هايي مثل پادتن ها (كه به مقابله با عفونت ها كمك مي كنند) و عوامل لخته كننده خون استفاده مي كند. كبد همچنين سلول هاي خوني فرسوده را تجزيه مي كند و مواد اضافي را به صورت صفرا دفع مي كند كه دركيسه صفرا ذخيره مي شوند و در گوارش چربي ها نقش دارند. ورود غذا به دوازدهه (اولين قسمت روده كوچك) كيسه صفرا را تحريك مي كند تا از طريق مجراي صفراوي، صفرا را به درون دوازدهه بريزد. لوزالمعده،‌ مايعات گوارش كننده قدرتمندي را ترشح مي كند كه در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن مي شوند. اين مايعات، همراه با مايعات گوارش كننده اي كه به وسيله سطح داخلي روده توليد مي شوند، كمك مي كنند تا مواد غذايي به موادي تجزيه شوند كه جذب خون شده، به كبد برده مي شوند.

اعضاي گوارشي
كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده كه در قسمت فوقاني شكم قرار دارند، مايعات گوارش كننده را به درون دوازدهه ترشح مي كنند. صفرا از كبد و يك صفرا وارد مجراي صفراوي مي شود و ترشحات لوزالمعده نيز مستقيماً‌به دوازدهه مي
رود

حركات دودي
غذا در طول لوله گوارش به وسيله توالي مداوم انقباضات عضلاني كه حركات دودي نام دارند، به جلو رانده مي شود. ديواره هاي لوله گوارش با عضلات صاف پوشيده شده اند. براي راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوي آن شل مي شوند. موج دودي براي حركت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با يك توالي به نام موج دودي منقبض و شل مي شوند.

دستگاه دفع ادرار
دستگاه ادراري، مواد دفعي را از خون پاك كرده، آنها را به همراه آب اضافي با ادرار دفع مي كند. همچنين غلظت مايعات بدن را تنظيم و تعادل اسيد ـ باز بدن را برقرار مي كند. اين دستگاه از يك جفت كليه، مثانه، حالب كه كليه را به مثانه وصل مي كند( و پيشابراه )لوله اي كه از طريق آن ادرار بدن خارج مي شود تشكيل مي شود. كليه ها اعضايي لوبيايي شكل و به رنگ قرمز مايل به قهوه اي هستند كه در پشت شكم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوي واحدهايي به نام نفرون هستند كه خوني را كه از كليه ها مي گذرد، تصفيه و ادرار توليد مي كنند. سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پايين مي رود. مثانه به وسيله يك حلقه عضلاني (اسفنكتر) كه دور خروجي پاييني آن قرار دارد، بسته مي ماند. اين عضله مي تواند به طور ارادي شل شود و اجازه خروج ادرار از پيشابراه را بدهد. پيشابراه مرد، بزرگتر از پيشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مايع مني(مايعي كه حاوي اسپرم است و در حين فعالت جنسي خارج مي شود) عمل مي كند. از آنجا كه پيشابراه زن كوتاهتر است و نزديك به مهبل و مقعد باز مي شود، زنان بيش از مردان، مستعد عفونت هاي ادراري هستند.

ساختار كلیه
كليه شامل3 ‌ناحيه است: قشر (لايه خارجي)، مدولا(لايه مياني) و لگنچه كليوي (ناحيه داخلي). قشر حاوي واحدهاي كاركردي به نام نفرون است. هر نفرون شامل يك گلومرول (مجموعه اي از مويرگ هاي تخصص يافته كه خون در آنها تصفيه مي شود و يك لوله كليوي كه از آن مايعات دفعي حاصله عبور كرده، به ادرار تبديل مي شوند) است. مدولا شامل گروهي از مجاري جمع كننده ادرار اسـت. ادرار از اين مجـاري وارد كاليس هاي كوچك و سپس كاليس هاي بـزرگ مـي شود كه به لگنچه كليوي باز مي شوند. از اينجا ادرار وارد حالب مي شود.


ادرار چگونه ساخته مي شود؟
ادرار از موادي تشكيل مي شود كه در نفرون ها بر اثر تصفيه خون ايجاد شده اند. هر كليه حدود يك ميليون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه اي از مويرگ هاي باريك به نام گلومرول و لوله اي به نام لوله كليوي تشكيل مي شود. اين لوله 3 قسمت دارد: لوله پيچيده نزديك، قوس هنله و لوله پيچيده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور مي كند. ديواره هاي مويرگ ها، منافذي دارند كه اجازه عبور آب و ذرات كوچك (مثل نمك ها ) را مي دهند، ولي ذرات بزرگتر مثل پروتئين ها و گلبول هاي قرمز از آنها عبور نمي كنند. مايعي كه از خون گرفته شده است و ماده تصفيه شده نام دارد، وارد لوله كليوي مي شود و در آنجا آب و ساير مواد مفيد آن مثل گوكز و نمك ها در صورت لوزم به داخل جريان خون بر مي گرداند.

دوران كودكي
زماني است كه رشد و نمو جسمي، ذهني و اجتماعي قابل توجهي روي مي دهد و در طي آن شخص از يك شيرخوار وابسته، به انسان بالغ و خودكفا تبديل مي شود. علاوه بر آن كودك مهارت هايي را مي آموزد كه به او امكان مي دهد به افراد ديگر و با محيط كنش متقابل ايجاد نمايد. سرعت رشد در سال اول زندگي بيش از ساير زمان هاست و دوره ديگري از رشد سريع هم در دوران بلوغ رخ مي دهد كه دوران گذرا از كودكي به بزرگسالي است. كودكان بسياري از مهارت هاي ضروري جسمي، ذهني و اجتماعي را در5 ‌سال اول زندگي كسب مي كنند، اما فرآيند آموختن تا پايان عمر ادامه مي يابد.

چگونگي رشد و نمو استخوان ها
در هنگام تولد، بيشتر اسكلت از بافت غضروفي تشكيل شده است و استخوان صرفاً در تنه استخوان هاي دراز وجود دارد. در طي كودكي، به تدريج استخوان جايگزين غضروف مي شود كه به اين روند استخوان سازي مي گويند. در استخوان هاي بلند اندام ها، نواحي موسوم به صفحه رشد وجود دارند كه براي دراز شدن استخوان مرتب غضروف توليد مي كنند و سپس اين غضروف به استخوان تبديل مي شود. با شروع دوران بزرگسالي، استخوان سازي خاتمه مي يابد و اسكلت هم به بزرگترين اندازه ممكن خود رسيده است.

استخوان هاي بلند دركودكان
رشد و استخوان سازي (تشكيل استخوان) در انتهاي استخوان هاي بلند انجام مي شود.


استخوان هاي بلند در بزرگسالان
همه غضروف موجود در استخوان، استخواني شده است. يك لايه غضروفي از انتهاي استخوان محافظت مي كند.


رشد و استخوان سازي (تشكيل استخوان) در انتهاي استخوان هاي بلند انجام مي شود.


چگونگي تكامل مغز و جمجمه
مجموعه نورون هاي نوزاد (سلول هاي عصبي) كامل است، اما شبكه مسيرهاي بيـن سـلولـي در نـوزاد هنوز تكامـل نيافتـه اند. در 6 سـال اول زنـدگي مغز رشـد مـي كند و شبكه عصبي (اعصاب) به سرعت پيچيده تر شده و در نتيجه يادگيري انواع رفتارها و مهارت ها براي كودك ممكن مي شود. براي آن كه بزرگ شدن مغز ممكن شود، كرانيوم (بخشي از جمجمه كه مغز را مي پوشاند) هم در فضاهاي نرم موسوم به ملاج و در فواصـل بيـن استخوان هاي جمجه موسوم به درز رشد مي كند. اين نواحي به تدريج تبديل به استخوان مي شوند. در طي بقيه دوران كودكي، مغز، شبكه عصبي و جمجمه با سرعت آهسته تري رشد مي كنند.

مغز و جمجمه در هنگام تولد
شبكه عصبي كاملاً تكامل نيافته است. استخوان‌هاي جمجه‌ را درزها و ملاج‌ها از هم جدا نگه مي‌دارند.


مغز و جمجه در6 ‌سالگي
مغز تقريباً اندازه نهايي خود را يافته است و شبكه عصبي متراكم تر شده است. ملاج ها بسته شده اند و استخوان هاي جمجمه در محل درزها ثابت شده اند.


مغز و استخوان بزرگسلان
مغز و جمجه به حداكثر اندازه نهايي خود دست يافته اند. شبكه عصبي كمال يافته است؛ هرچند كه با ادامه دادن يادگيري فرد، آن هم ممكن است به نمو خود ادامه دهد.



دستگاه تنفس
تنفس فرايندي است كه از طريق آن،‌ بدن اكسيژن كسب مي كند (براي توليد انرژي) و دي اكسيد كربن (محصول دفعي اصلي) را دفع مي كند. هوا از طريق بيني يا دهان وارد شده، از طريق ناي (لوله هوا) به طرف برونش ها (راه هاي هوايي تحتاني) و برونشيول ها (راه هاي هوايي كوچكتر) در ريه ها مي رود. برونشيول ها به كيسه هايي به نام آلوئول ختم مي شوند كه در اطراف آنها رگ هاي خوني قرار دارد. اينجا اكسيژن وارد خون و دي اكسيد كربن وارد ريه ها مي شود تا به خارج دميده شود. تنفس توسط ديافراگم (يك عضله) و عضلات بين دنده اي انجام مي شود. دستگاه تنفسي شامل حلق (گلو)، حنجره و اپي گلوت نيز هست. لوزه ها و آدنوئيدهـاي واقع در حـلق به مبارزه با عفونت ها كمـك مي كنند. حنجره، حاوي طناب هاي صوتي است كه براي توليد صدا به لرزش در مي آيند. اپي گلوت در طول بلع، ناي را مي بندد تا غذا وارد ريه ها نشود
برچسب‌ها: اجزاي داخلي بدن, هضم غذا, غذا چگونه هضم ميشود

تاريخ : جمعه بیست و چهارم آذر 1391 | 20:18 | نویسنده : فاطمه كشاورز

منابع غذایی کربوهیدرات ها

بدن ما برای انجام اعمال و وظایف خود به انرژی نیاز دارد. کربوهیدرات ها منبع اصلی تهیه و تدارک انرژی برای بدن هستند.

منابع غذایی کربوهیدرات

منابع عمده کربوهیدرات ها اغلب غذاهای گیاهی اند که می توان به سبزیجات، غلات و حبوبات اشاره کرد. شیر و لبنیات نیز به میزان کافی کربوهیدرات دارند.

کربوهیدرات ها به دو گروه تقسیم بندی می شوند:

1- کربوهیدرات های ساده

2- کربوهیدرات های پیچیده

کربوهیدرات های ساده که اغلب تحت عنوان "قندهای ساده" نامیده می شوند، حاوی فروکتوز، ساکاروز و لاکتوز می باشند.

میوه ها مانند انبه و موز منابع غنی کربوهیدرات ها هستند. بهترین راه برای دریافت کربوهیدرات ها خوردن میوه ها و سبزیجات است.

منابع غذایی کربوهیدرات

سبزیجات و میوه ها غنی از کربوهیدرات ها هستند، مخصوصا اگر به صورت خام خورده شوند.

سبزیجات تازه حاوی 70 درصد آب، 5 درصد پروتئین و چربی و ویتامین، و 25 درصد نشاسته و قندهاست.  

توصیه می شود که در یک رژیم غذایی سالم، مواد غذایی کربوهیدرات دار وجود داشته باشد.

برای دریافت سالم و کافی کربوهیدرات ها به افراد توصیه می شود که ماده غذایی را به شکل طبیعی خود مصرف نمایند، بدین ترتیب که به جای آب پرتقال، خود پرتقال را بخورند.

نوشیدن آبمیوه های کنسرو شده که به آن ها قندهای مصنوعی اضافه شده است و در واقع فرم طبیعی کربوهیدرات ها نیستند، مناسب نمی باشد.

خوردن سبزیجات خام خیلی بهتر از مصرف سبزیجات پخته است، مانند اسفناج که اگر به صورت خام خورده شود، فواید آن برای بدن خیلی بیشتر خواهد بود.

بهترین ویژگی کربوهیدرات ها این است که خیلی سریع انرژی آزاد می کنند. از طرفی اگر این انرژی به مصرف نرسد، فورا به چربی تبدیل می شود. به خصوص کربوهیدرات های تصفیه شده و کم ارزشی که در تنقلات یا به اصطلاح "junk foods" وجود دارند، بیشتر و سریع تر به چربی تبدیل می شوند. پس باید کربوهیدرات ها، بر اساس وزن و نیازهای افراد مصرف شوند.

فردی که اضافه وزن دارد، باید مقدار کربوهیدرات مصرفی خود را کنترل کند، زیرا اگر این کربوهیدرات ها نسوزند و به مصرف نرسند، تبدیل به چربی شده و منجر به اضافه وزن بیشتر می شود.

فرآورده های تصفیه شده مانند بستنی ، آبنبات ها، کلوچه ها، شیرینی ها و شکلات ها دارای کربوهیدرات های مصنوعی هستند که مصرف آن ها توصیه نمی شود.


برچسب‌ها: كربهيدرات ها, منابع غذايي كربهيدرات ها, كربهيدرات

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 14:16 | نویسنده : فاطمه كشاورز
ساختمان دستگاه تنفس :

دستگاه تنفس شامل بینی، حلق ،‌حنجره، نای و نایژه و شش است. هر نایژه در داخل شش ،‌انشعابات ریشه مانند زیادی دارد که نایژک نام دارد. در انتهای هر انشعاب بسیار باریک، یک قسمت حباب مانند بنام کیسه ی هوایی وجود دارد.

دم وم بازدم :

عمل تنفس در انسان شامل دو مرحله ی دم و بازدم است. ورود هوا از محیط بیرون به درون شش ها، مرحله دم و خروج آن از شش ها به بیرون مرحله بازدم را تشکیل می دهد.
همه فعالیتهایی که در بدن شما صورت می گیرند، انرژی می خواهند. این انرژی از سوختن موادی مانند گلوکز و لیپیدها درون سلول ها ایجاد می شود. برای آن که مولکول های گلوکز و چربی در داخل سلول بسوزند. یعنی به مولکول های کوچکتر تبدیل شوند.
لازم است ابتدا با اکسیژن ترکیب شوند. به این نوع واکنش ها تنفس می گویند . گاز کربن دی اکسید،‌محصول همیشگی تنفس است. تأمین اکسیژن لازم برای کار سلول ها و دفع گاز کربن دی اکسید حاصل از آن ها، وظیفه ی دستگاه تنفس است.

مقایسه کنید :
۱ – هوای دم و بازدم چه تفاوت هایی دارند؟
۲ – مولکول اکسیژن O2 و کربن دی اکسید CO2 است. به نظر شما کربن (C) از کجا به اکسیژن اضافه شده است؟

- در هوای دم مقدار اکسیژن بیشتر است اما در بازدم مقدار کربن دی اکسید زیاد است – از شکسته شدن مولکول ،‌گلوکز در سلول کربن آزاد شده و در هنگام سوختن با اکسیژن ترکیب می شود. گلوکز + اکسیژن —> کربن دی اکسید+ آب

گاز دم بازدم
اکسیژن ۲۱ درصد ۱۷ درصد
نیتروژن ۷۹ درصد ۷۹ درصد
کربن دی اکسید کم تر از ۱/۰ درصد ۴ درصد

آزمایش کنید ، اثبات وجود کربن دی اکمسید در هوای بازدم :
۱ – مقداری آهک را در آب حل کرده و با کاغذ صافی آن را کاملاً صاف کنید.
۲ – آب آهک را در شیشه ای بریزید و به وسیله یک نی نوشابه، چند ثانیه در آن بدمید؟
چه تغییری در محلول آب آهک صورت می گیرد؟
از کجا بفهمیم که این تغییرمربوط به وجود کربن دی اکسید هوای بازدم است؟

- آب آهک کدر می شود
- از آنجا که با وارد کردن هوای معمولی با یک تلمبه به داخل آب سطح آن کدر نمی شود.

جریان هوا از بینی تا نایژه :

شما هوا را از راه بینی وارد شش های خود می کنید. این هوا ممکن است سرد، خشک و یا دارای ذرات غبار باشد. فضای داخلی بینی این هوا را گرم، مرطوب و تصفیه می کند .
هوا پس از عبور از راه حلق وارد نای می شود . قطر نای …مساوی است ولی نای به علت وجود غضروف در دیواره آن همیشه باز است. سطح داخلی نای دارای سلول هایی است که مژک های کوتاه و فراوانی در سطح خود دارند. غده هایی که در این دیواره وجود دارند. ماده مخاطی ترشح می کنند. این ماده و مژک ها ،‌ذرات ریزتر موجود در هوای دم را جذب می کنند و آن ها را به سمت بیرون می فرستند. بدین ترتیب هوای پاکیزه و مرطوب از راه نای وارد نایژه ها می شود. در افراد سیگاری،‌این مژک ها و غده های ترشح کننده مخاط کم کم از کار می افتند. بنابراین چنین افرادی برای خارج کردن ذرات موجود در دود سیگار،‌دچار مشکل می شوند واغلب سرفه می کنند.

جریان هوا در شش ها :

کیسه های هوایی دیواره های نازکی دارند که فقط یک لایه با سلول های پهن با قطر اندک دارند. اطراف کیسه های هوایی را مویرگ های خونی زیادی فراگرفته اند. دیواره ی کیسه ی هوایی و این مویرگ ها ، محل مناسبی برای نفوذ اکسیژن از شش ها به خون و برعکس عبور کربن دی اکسید از خون به شش هاست.
علت تبادل گازها،‌تفاوت در مقدار آن ها ، درون شش و خون است که باعث ایجاد پدیده ی انتشار می شود. خونی که به اطراف کیسه های هوایی می رود، اکسیژن کمی دارد. اما کربن دی اکسید حاصل از فعالیت سلول ها را به همراه آورده است. در عوض هوای دم دارای اکسیژن زیاد و کربن دی اکسید اندک است. این دو گاز می توانند از دیواره های نازک سلولی کیسه های هوایی به کربن دی اکسید اندک است.
این دو گاز می توانند از دیواره های نازک سلولی کیسه های هوایی به آسانی عبور کنند و با یکدیگر مبادله شوند. در نتیجه،‌خونی که اکسیژن زیاد گرفته است به قلب باز می گردد تا در همه ی بدن توزیع شود یعنی به کنار سلول ها برسد.

ساختمان دستگاه دفع ادرار

مشاهده کنید :
یک شش گوسفند سالم تهیه کنید و پس از مشاهده ی آن به پرسش های زیر پاسخ دهید:
۱ – نای و نایژه ها چه خصوصیاتی دارند؟
۲ – شش ها در موقع لمس کردن ( و بعد از دمیدن در نای) چگونه حس می شوند؟
۳ – رنگ شش ها مربوط به چیست؟
۴ – قسمتی از شش را برش دهید . در محل برش چه می بینید؟

- لوله هایی که سطح ناصاف دارند و جنس آنها غضروف می باشد.
- قبل از دمیدن حجم کم و بسیار نرم و شل است و رنگ آنها تیره، اما بعد از دمیدن حجم زیاد بوده و کمی سفت تر می شوند و رنگ آن را روشن می باشد.
- مربوط به سلول های پهن و نازکی است که مویرگ های زیادی دارند و قبل از دمیدن سلولها جمع شده و کبود به نظـــر می رسند اما وقتی پر از هــوا می شوند دیواره کیسه های هوا نازک شده و به رنگ روشن در می آیند.
- حفره های اسفنجی شکل دیده می شود که نشان دهنده ی کیسه های هوایی بسیار زیاد می باشد.

ساختمان دستگاه دفع ادرار:

دستگاه دفع ادرار شامل کلیه ، میزنای ، مثانه و مجرای دفع ادرار است. کلیه ها در پشت معده و روده ها یعنی چسبیده به دیواره پشتی شکم قرار گرفته اند. به هر کلیه یک سرخرگ وارد می شود این رگ ،‌دو کلیه شعبه های زیادی پیدا می کند و به مویرگ های فراوانی تبدیل می شود. هم چنین هر کلیه یک سیاهرگ خارج می شود. هم چنین از هر کلیه یک سیاهرگ خارج می شود. این دو رگ،‌به بزرگ سیاهرگ پائینی متصل می شوند که به سوی قلب می رود.

از هر کلیه ، یک لوله هم به نام میزنای خارج می شود. دو میزنای به کیسه ای به نام مثانه می روند تا ادرار ساخته شده در کلیه ها را در آن جمع کنند. وقتی مثانه از ادرار پی می شود احساس دفع ادرار را ایجاد می شود.

نفرون :

در هر کلیه ،‌در حدود یک میلیون واحد تصفیه به نام نفرون (لوله ادراری) وجود دارد. هر نفرون لوله ی بسیار باریکی است که به چشم دیده نمی شود. و اطراف آن را مویرگ ها پوشانده اند. دیواره ی هر نفرون فقط یک لایه سلول دارد و بسیار نازک است. مواد زاید از مویرگ وارد نفرون (لوله ادراری) می شوند. به این ترتیب مواد زاید خونی که از طریق سرخرگ ها وارد کلیه شده است. از خون خارج می شود. فرق خون سیاهرگی و سرخرگی کلیه چیست؟

فکر کنید :
در بدن به جز کلیه ها، چند اندام دفعی دیگر نیز وجود دارند. نام ونوع کارهای آنها را در جدولی مانند جدول زیر بنویسید.

نام اندام دفعی محل در بدن نوع کار
۱- کلیه ها

۲- غده های عروق

۳- روده بزرگ

۴- غده های اشکی

۵- شش ها

دراخل شکم

در پوست

داخل شکم

داخل چشم

داخل قفسه سینه

دفع اوره،نمک ها وتنظیم مقدار آب بدن

دفع عرق،مواد زاید و خنک کردن بدن

دفع مواد زاید،تنظیم آب بدن

دفع آب،شستشوی چشم

دفع کربن و دی اکسید

تعادل آب در بدن :

در فصل های قبل آموختید که خون بایدمواد غذایی و اکسیژن لازم را به سلول های بدن برساند و مواد زاید آن ها را پس بگیرد. در این صورت ترکیب خونی باید بطور دائم و مفید باشد و مواد محلول در پلاسما کم و زیاد شوند. البته تغییرات جزیی ترکیبات خون اشکالی بوجود نمی آورد ولی این تغییر ترکیب نباید از حد معینی بیشتر باشد. مقدار ماده ی لازمی مانند آب هم نباید زیادتر از حد شود.
اطراف بیشتر سلولهای زنده ی بدن ما را آب فرا گرفته است. جانورانی که در داخل آب زندگی می کنند،‌از لحاظ جذب و دفع آن مشکلی ندارند. اما جانوران ساکن خشکی و خود ما اغلب با مشکل کم آبی بدن رو به رو می شویم که باید آن را حل کنیم. کلیه اندامی است که مقدار آب بدن را تنظیم می کند.
بدن شما در یک شبانه روز، از راه هایی آب خود را از دست می دهد و از راه هایی دیگر آب مورد نیاز خود را دریافت می کند. تصویر زیر ، ‌راه های جذب و دفع آب بدن را نشان می دهد.

تنظیم محیط داخلی بدن :

اگر آب بدن اضافی باشد، توسط کلیه ها دفع می شود ادرار در کلیه ها ساخته می شود. درادرار اوره و مواد معدنی اضافی بدن هم وجود دارد. بعضی از مواد دفعی مانند اوره سمی هستند و اگر درخون بمانند شخص را مسموم می کنند. این ماده در آب حل می شود تا رقیق شود و دفع آن به بدن آسیب نرساند. شاخه هایی از اصلی ترین سرخرگ بدن،‌یعنی آئورت به کلیه وارد می شود. خون در این اندام ها گردش منظم دارد. در این میان کلیه ها مواد دفعی و اضافی خون را از آن می گیرند و به صورت ادرار دفع می کنند. حتماً توجه کرده اید که مقدار دفع ادرار، به مقدار آشامیدنی هایی که مصرف می کنید بستگی دارد. مقدار آب خون، هرگز نباید از حد معینی کمتر یا بیشتر شود. کلیه ها این حد را تنظیم می کنند. اگر مقدار آبی که می خورید مناسب باشد. ادرار شفاف و تقریباً بی رنگ خواهد بود. در اطراف نفرن ها مواد زاید خون از آب گرفته تا نمک ها و به ویژه اوره) به داخل نفرون نفوذ می کنند و اندک اندک از کلیه برون می روند. به این مایع خارج شده از نفرون ها ادرار گفته می شود. کلیه اندام تنظیم کننده ی ترکیب خون است.

تفسیر کنید :
می دانیم که آب لازم ترین ماده برای بدن است. اما کار مهم کلیه ها دفع این ماده است. آیا در کلیه ها، «آب ماده ی غیر لازم» محسوب می شود؟ چگونه ممکن است ماده ای هم لازم و هم غیر لازم باشد؟
در این جدول ترکیب خون و ادرار با هم مقایسه شده اند.
۱ – از مقایسه ی این ارقام چه نتیجه ای می گیرید؟
۲ – پزشک ها اغلب از بیمار می خواهند که ترکیب ادرار خود را در آزمایشگاه مشخص کند، به نظر شما این کار چه کمکی به پزشک می کند؟

- چون آب در بدن مصرف نمی شود، اما موجب حمل و نقل مواد در بدن می شود

مواد پلاسما(درصد) ادرار(درصد)
آب
پروتئین
گلوکز
اوره (دارای نیتروژن)
سایر مواد نیتروژن دار
سدیم
سایر مواد معدنی
۹۱
۹
۱/۰
۰۳/۰
۰۰۵/۰
۳۲/۰
۴۰/۰
۹۵
۰
۰
۲
۱۳/۰
۳۴/۰
۵۳/۲

۱ – نتیجه می گیریم که در پلاسما بعضی از مواد زیاد هستند و در ادرار وجود ندارند(پروتئین – قند) و بعضی مانند آب دریا را ادرای زیادتر هستند. و مواد نیتروژن دار باید از بدن خارج شوند.
۲- اندازه گیری مقدار بعضی از مواد در ادرار راهنمای خوبی برای تشخیص بیماری است. مثلاً وجود قند یا پروتئین در ادرار نشانه بیماری است.


برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل چهاردهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 14:12 | نویسنده : فاطمه كشاورز

سلول ها در جانداران پرسلولی، به صورت فشرده قرار گرفته اند. در این صورت، مشکلی که برای سلول های دور از محیط بیرون پیش می آید. عدم دسترسی آن ها به مواد لازم و ناتوانی در دور کردن مواد زاید از خود است . به همین علت ، گیاهان و جانوران ناچار بوده اند این مشکل را به شکل خاصی حل کنند.

قلب :

قلب مانند تلمبه ای خون را به گردش در می آورد. هر تلمبه یک ورودی ویک خروجی دارد. قلب در حقیقت دو تلمبه ی مجار هم است. یک تلمبه ی قلب، خون دارای کربن دی اکسید را از بدن شش ها و دیگری خون دارای اکسیژن را به همه ی سلول های بدن می رساند.

تفسیر کنید :
قلب بطور منظم منقبض و ضبط می شود. این عمل را ضربان قلب می گویند. در هر ضربان خون به قلب وارد و از آن خارج می شود. این چرخه مراحل یک ضربان قلب را نشان می دهد.

مراحل ضربان قلب شامل انقباض دهلیزها و انقباض بطن ها و استراحت است که بطور متوسط در هشت دهم ثانیه انجام می گیرد، با انقباض دهلیزها خون از راه دریچه های یک طرفه کننده بین دهلیز و بطن وارد بطن ها می شود چون این کار نیروی زیادی نمی خواهد و دیواره دهلیزها چندان … و قوی نیست و در عوض هنگام انقباض بطن خون باید به همه جای بدن برسد برای این کار باید با فشار وارد سرخرگ آئورت و ششی شود و در هنگام استراحت همه از دو سیاهرگ بزرگ بالایی و پائینی خون از اندام ها وارد قلب می شود.

مشاهده کنید
الف) دیواره ی کدام حفره ی قلب قطورتر است ؟ چرا؟
ب) سرخرگ ها و سیاهرگ های متصل به قلب، چه تفاوت ساختمانی دارند؟
ج) دریچه های بین دهلیز و بطن چگونه عمل می کنند؟

- دیواره بطن ها از دهلیزها قطورتر است. علت این است که باید فشار خون را به خارج از قلب انتقال دهند.
- دیواره سرخرگ ها قطورتر است و مانند شیلنگ آب لوله ای هستند اما دیواره سیاه رگها نازکتر و هنگام خالی بودن مثل تیوپ دوچرخه به هم می رسد.
موجب یک طرفه کردن حرکت خون از دهلیزها به بطن ها می شوند.

انتقال و تبادل مواد :

رگ ها مسیر حرکت خون هستند. در دستگاه گردش خون سه نوع رگ وجود دارد که ویژه ی انتقال و تبادل مواد هستند:
سرخرگ ها :
خون را از قلب به اندام ها می برند و دیواره ی آن ها مکنت و ماهیچه ای است.

سیاهرگ :
خون را از اندام ها به قلب بر می گردانند و دیواره ی آنها نازک است.

مویرگ :
خون را در اندام ها توزیع می کنند و باعث تبادل مواد بین خون و سلول ها می شوند.

وقتی که سرخرگ وارد اندام می شود، مانند ریشه گیاه ،‌منشعب می شود و در آخر به رگهای بسیار باریکی تبدیل می شود که به دیواره ی آنها بسیار نازک است و فقط یک لایه سلول پهن شده دارد. به این گونه رگ ها،‌مویرگ گفته می شود. مویرگ ها کاملاً به سلول های بدن نزدیک می شوند. سپس به صورت سیاهرگ کوچک و بعد سیاهرگ بزرگ در آیند.

برای تبادل مواد بین خون و سلول ها، بخشی از مواد محلول در پلاسما از دیواره ی مویرگ و فاصله بین سلول های آن به بیرون نفوذ می کند. مثلاً غذا و اکسیژن از داخل مویرگ به کنار سلول ها میرسند و در عوض،‌مواد زاید و کربن دی اکسید از سلول به مویرگ می آیند.

لنف

خونی که داخل سیاهرگ جاری است. معمولاً غلیظ تر از خونی است که در سرخرگ جریان دارد،‌زیرا مقداری از پلاسمای خود را در حین عبور از مویرگ ها از دست داده است. اکنون ببینیم پلاسما یا مایعی که از مویرگ خارج می شود چه می شود؟ این مایع را رگ های لنفی جمع آوری می کنند. رگ های لنفی قسمت های مختلف بدن ،‌در بالا و نزدیک قلب به یکی از بزرگ سیاهرگ های آن متصل می شوند و مواد خود را که لنف نام دارد، دوباره به داخل خون می ریزند.

وظایف لنف :

لنف به مایعی گفته می شود در رگ های لنفی جریان دارد. این مایع کارهای مختلفی را در بدن انجام می دهد.

۱- جمع آوری مایع بین سلولی :

مویرگ ها، پلاسما و مواد زاید نیاز سلول ها را به درون بافت ها ترشح می کنند تا مواد غذایی را به سلول ها رسانده و مواد زاید را بگیرند. مویرگ های لنفی بخشی از این مایع را جمع آوری می کنند تا به خون برگردانند.

۲ – جذب مولکول های چربی از دیواره ی روده : این مولکول ها که بزرگترند ،‌جذب رگ های لنفی داخل پرزهای روده شده و سپس وارد جریان خون می شوند.
۳ – تولید ، ذخیره و جابجایی گروهی از گلبول سفید : این سلول ها که دفاع از بدن را به عهده دارند. خون و لنف مستقر بوده و با میکروب ها مبارزه می کنند.

آزمایش کنید :
۱ – سرعت عبور خون در رگ های با قطر متفاوت چگونه است؟
۲ – آیا جریان خون در رگ ها یک طرف است یا دو طرفه ؟
۳ – حرکت گلبول های قرمز از درون مویرگ ها چگونه است ؟

- هر چه قطر زیادتر باشد خون سریعتر حرکت می کند.
- همیشه یک طرفه است
- چون مویرگ ها بسیار نازک هستند حرکت بسیار کند و گلبولهای بصورت یک ردیفی حرکت می کنند.

گردش خون :

گفته می شود که به جز ماهی ها بقیه ی مهره داران از جمله انسان، گردش خون مضاعف دارند (یعنی دارای دو نوع گردش خون اند) که آن ها را گردش بزرگ ( از قلب به اندام ها و برعکس) و گردش کوچک (از قلب به شش ها و برعکس) می نامند.
گردش کوچک خون (تصفیه ای) از بطن راست شروع شده و به دهلیز چپ خاتمه می یابد.
گردش بزرگ خون (عمومی) از بطن چپ شروع شده و در دهلیز راست تمام می شود.

فکر کنید :
۱ – نقش گردش بزرگ و گردش کوچک خون را توضیح دهید؟
۲ – چرا به کبد بر خلاف بقیه اندام ها، دو رگ وارد شده است؟

- گردش بزرگ از بطن چپ شروع و پس ازعبور از اندامها به دهلیز راست ختم می شود. گردش کوچک از بطن راست شروع پس از عبور از ششها به دهلیز چپ ختم می شود. در گردش بزرگ خون روشن از قلب خارج و پس از عبور از اندام ها تیره شده و به قلب باز می گردد. اما در گردش کوچک برعکس این عمل خون تیره خارج شده و در ششها تصفیه کشته خون روشن وارد قلب می شود.
- به کبد یک سرخرگ برای تغذیه وارد می شود. یک سیاهرگ مواد غذایی را از روده باریک به کبد می آورد برای کنترل و بازرسی سیاهرگ باب نام دارد.

فشار خون :

قلب وقتی منقبض می شود. خون را به داخل سرخرگ ها می فرستد و موجب می شود بر دیواره ی رگ ها فشار وارد آید. این فشار را فشار خون می نامند. فشار خون در سرخرگ ها زیاد و در سیاهرگ ها کم است فشار آوردن خون بر دیواره ی رگ ها، متناسب با کار قلب، باعث می شود که قطر سرخرگ ها بطور متناوب زیاد و کم شود. این زیاد و کم شدن دائمی قطر سرخرگ ها،‌مانند موجی در طول رگ به حرکت در می آید و ما آن را به صورت نبض در نقاط مختلف بدن حس می کنیم (علت مساوی بودن تعداد ضربان های قلب و نبض همین است)

فشار خون زیاد معمولاً مربوط به افرادی است که رگ های آنان تنگ شده و خون به آسانی نمی تواند از آن ها عبور کند.

اطلاعات جمع آوری کنید :
۱ – تحقیق کنید وجود فشار خون بالا و فشار خون پائین، چه ضرری دارد؟

وقتی فشار خون از حد معمول بیشتر باشد دیواره سرخرگ ها انعطاف پذیری زیادی را ندارند و دیواره آنها سخت شده است و در نتیجه قلب به سختی خون را وارد رگ ها می کند به قلب فشار می آید و گاهی رگ ها دچار شکستگی شده و خونریزی ایجاد می شود. اگر فشار خون کمتر از حد معمول باشد،‌خون به مغز نمی رسد و خطرناک است.



برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل سيزدهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 14:0 | نویسنده : فاطمه كشاورز

همه ی جانداران برای زنده ماندن باید مواد لازم را از محیط اطراف خود بگیرند و مواد زاید را به آن پس بدهند. جانورانی که دستگاه گردش خون دارند، صاحب مایعی به نام خونند که مواد لازم را به سلول هایشان می رساند و مواد زاید از آن ها دوری کند.

ترکیب خون :

خون یک نوع بافت است و از سلول و مایع بین سلولی تشکیل شده است. مایع بین سلولی خون پلاسما نام دارد. سلول های خون به صورت جدا از هم در پلاسما شناورند. اگر چه خون مایعی قرمز رنگ به نظر می رسد، ولی قسمت مایع آن (پلاسما) زرد رنگ بوده و رنگ خون به خاطر گلبول های قرمز است که تعدادشان نسبت به بقیه ی سلول های خون بسیار بیشتر است.

کار خون :

خون مایعی است که مواد جدید را برای سلول،‌تأمین و مواد زائد از آن دور می کند. در حقیقت خون، محیط داخلی بدن را یکنواخت نگه می دارد. در بدن ما،‌سلولی وجود ندارد که فاصله ی آن از رگ خونی بیش از ۱۰/۱ میلی متر باشد. خون در بدن ما چندین کار مختلف انجام می دهد.

۱ – انتقال مواد : خون در انتقال مواد چند کار مهم انجام می دهد:

الف – مواد غذایی را از دستگاه گوارش جذب می کند. این مواد پس از کنترل ، به وسیله خون حل می شوند و به تمام قسمت های بدن می رسند.
ب – اکسیژن را از شش ها گرفته و به سلول ها می رساند.
ج – مواد زاید سلول های بدن، مانند کربن دی اکسید و اوره را می گیرد، و ازآن ها دور می کند،‌اوره ماده ی سمی است که در نتیجه استفاده بدن از پروتئین بوجود می آید.
د – بعضی از سلول ها موادی به نام هورمون ترشح می کنند که باید به سلول های منطقه ای دیگری از بدن برسد. خون وظیفه جا به جا کردن هورمون ها را به عهده دارد.

۲ – تنظیم دما : خون در ضمن عبور از قسمتهای گرم بدن، مثلاً ماهیچه ها، گرما را می گیرد و آن را به قسمت های سرد (مانند پاها،گوش و غیره) می رساند.
۳ – وظایف دفاعی : خون به وسیله مواد و سلول هایش با عوامل بیماریزا مثل میکروب ها مقابله می کند.

انعقاد خون :

پلاکت ها در محل هایی از بدن که زخم ایجاد شده است جمع می شوند و با ساختن رشته هایی تور مانند خونریزی را متوقف می کنند. گلبول ها به این رشته چسبیده و لخته خون را تشکیل می دهند. این عمل که باعث توقف خونریزی می شود،‌انعقاد خون است .
وتامین k کلیسم به انعقاد خون کمک می کنند . ماده ی زرد رنگی که روی لخته خون جمع می شود سرم نام دارد.

گروههای خونی :

خون همه ی افراد شبیه به هم نیست. زیرا ترکیباتی که در خون آنها وجود دارد با یکدیگر متفاوت است. به همین دلیل اگر خون دو نفر را که از دو نوع سازگار است. با هم مخلوط کنند مخلوط منعقد می شود. اگر هنگام انتقال خون از یک شخص به شخص دیگر چنین اتفاقی بیفتد، شخص گیرنده ممکن است جان خود را از دست بدهد. به همین سبب پزشکان باید قبل از تزریق خون شخص دیگری به بیمار، از سازگار بودن خون دهنده و خون گیرنده مطمئن شوند.
گروه های خونی افراد مختلف را به چهار دسته ی A،B،O، AB دسته بندی می کنند.

گلبول های سفید و ایمنی بدن :

بدن انسان همواره در معرض هجوم میکروب ها و سایر عوامل بیماریزا قرار دارد. اما برای مقابله با آن ها،‌از روش های مختلفی استفاده می کند. بدن ابتدا سعی می کند جلوی ورودشان را بگیرد . وجود پوست سالم ،عطسه و سرفه، برخی از توانایی های بدن برای جلوگیری از ورود عوامل بیماریزاست. اگر میکروبی بتواند از این سدها عبور کند، با گلبول های سفید روبرو می شودکه واحدهای متحرک ایمنی بدن هستند. این سلول ها بدنبال عوامل بیگانه رفته و آنها را نابود می کنند.
برخی از گلبول های سفید می توانند عوامل مهاجم را در برگرفته و از بین ببرند.
بخشی از پیکر این سلول های بیگانه خوار به صورت بازوهایی در می آید که میکروب را به درون سلول می کشند. این سلول ها کارهای دیگری نیز می توانند انجام دهند. بعضی از این نوع گلبول های سفید می توانند از رگ ها خارج شوند.

گروه دیگری از گلبول های سفید موادی به نام پادتن ترشح می کنند. این مواد که برای هر میکروبی به طور اختصاصی تولید می شوند میکروب را از بین می برند.
عده ای دیگر از گلبول های سفید ،‌تنظیم فعالیت ایمنی را برعهده داشته و کارهای گوناگونی انجام می دهند. این سلول ها می توانند حضور میکروب ها و عوامل بیگانه در بدن را به سایر گلبول های سفید اطلاع دهند. از طرف دیگر می توانند میکروب ها را گرفته، آن ها را بکشند یا به گلبول سفید دیگری تحویل دهند. نقش این نوع سلول ها در ایمنی بدن بسیار مهم است. ویروس ایدز می تواند این نوع سلول ها را از بین ببرد. به همین دلیل فرد مبتلا به تدریج ایمنی بدن خود را از دست داده و بسیار آسیب پذیر می شود.

سؤال از متن فصل ۱۲
۱ – بخش های مهم خون کدامند؟

پلاسما، سلولهای موجود در پلاسما

۲ – سلول های موجود در پلاسمای خون کدامند؟

گلبول های قرمز – گلبول های سفید – پلاکت ها

۳ – عامل قرمزی رنگ خون چیست و در کجا قرار دارد؟

هموگلوبین است که درون گلبول های قرمز قرار دارد.

۴ – کار گلبول های سفید چیست ؟ و کار خود را چگونه انجام می دهند؟

دفاع از بدن در برابر میکروب هاست که به دو طریق با میکروب ها مبارزه می کنند یا آن ها را می خورند یا ماده ای ترشح می کنند بنام پادتن که از فعالیت میکروب ها جلوگیری می کند.

۵ – وظایف خون در بدن را بنویسید.

الف) وسیله انتقال مواد
ب) ثابت نگهداشتن دمای بدن
ج) رابطه بین سلول ها
د) دفاع از بدن در برابر میکروب ها

۶ – اگر خون گروه A را به گروه B تزریق کنیم چه می شود؟ چرا؟

خون گیرنده لخته شده و موجب مرگ او می شود زیرا در خون A ماده ضد B وجود دارد و آن را لخته می کند.

۷ – ویروس ایدز چه تأثیری بر دستگاه ایمنی بدن می گذارد؟
ویروس ایدز سلول های ایمنی بدن را از بین می برد. به همین دلیل فرد مبتلا به تدریج ایمنی بدن خود را از دست داده و بسیار آسیب پذیر می شود.



برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل دوازدهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 13:55 | نویسنده : فاطمه كشاورز

غذایی را که مصرف می کنیم به منظور استفاده ی سلول های بدن است. اما غذا باید گوارش یابد و هرگز به صورتی که خورده می شود، نمی تواند وارد سلول ها شود و فایده ای برای آنها ندارد.

ساختمان دستگاه گوارش :

هضم (گوارش) :
تغییراتی که در عمل گوارش در غذاها صورت می گیرد از هردونوع فیزیکی و شیمیایی است . تغییرات فیزیکی به منظور خرد کردن غذا برای افزایش تماس آن با شیره های گوارشی صورت می گیرد. این کار را نخست دندان ها و سپس ماهیچه های دیواره ی لوله گوارش انجام می دهند.
ایجاد تغییرات شیمیایی بر عهده ی موادی است که آنزیم نام داشته و در شیره های گوارشی وجود دارند. هضم غذا از دهان شروع شده و در هر روده ی باریک کامل و تمام می شود.

آنزیم ها موادی هستند که کار آن ها کمک به انجام واکنش های شیمیایی در عمل گوارش است. آنزیم ها را سلول های موجود در محل های معینی از دیواره ی لوله ی گوارش ساخته و ترشح می کنند. آنزیم ها به همراه مواد دیگر شیره های گوارشی قسمت های مختلف دستگاه گوارش را تشکیل می دهند. آنزیم ها سرعت واکنش های شیمیایی را تغییر می دهند. هر آنزیم فقط بر ماده ی معینی اثر می کند و بعد از فعالیت هم دست نخورده باقی می ماند.
جذب :
چون غذا فقط به صورت محلول می تواند وارد خون شده و از آن به طرفی سطح داخلی این قسمت از روده صاف نیست و با برجستگی های فراوانی که دارد شبیه پارچه ی مخمل است. این برجستگی های کوچک و انگشت مانند را پرز می نامند که روی چین خوردگیهای روده قرار دارند. پرزها به طرف داخل روده و جایی که غذا از آن عبور می کند قرار گرفته اند.

فکر کنید :
۱ – وظیفه اصلی زبان تشخیص مزه ی غذاهاست. آیا کارهای دیگر را می توان برای زبان در نظر گرفت؟
۲ – به نظر شما آیا عمل جویدن ایجاد تغییر فیزیکی در غذاهاست یا تغییر شیمیایی ؟ دلیل بیاورید.
۳ – چرا غذا باید جویده شود؟

۱٫ زبان در حرکت دادن لقمه ی داخلی دهان دخالت دارد و به عمل جویدن کمک می کند و به عمل بلع نیز یاری می رساند.
۲٫ عمل جویده شدن و خرد کردن غذاهاست یعنی تغییر فیزیکی است.
۳٫ هرچه غذا بیشتر جویده شود نرم تر می گردد . در نتیجه کار معده آسانتر خواهد شد. در گوارش شیمیایی سریعتر بهتر انجام می گیرد.

آزمایش کنید. گوارش پروتئین ها :
۱- سفیده ی یک تخم مرغ پخته را خرد کنید و قطعات آن را در چهار لوله آزمایش ۱،۲،۳،۴ بریزید.
- به لوله شماره ی ۱، ده میلی لیتر آب اضافه کنید.
- به لوله شماره ی ۲ ، ده میلی لیتر محلول پپسین اضافه کنید.
- به لوله شماره ۳، ده میلی لیتر ممحلول هیدروکلرید اسید رقیق اضافه کنید
- به لوله شماره ۴ ،‌ده میلی لیتر محلول پپسین و دو قطره محلول، اسید اضافه کنید.
۲ – چهار لوله را برای چند ساعت و یا به مدت یک شب در جای نسبتاً گرمی (در حدود دمای بدن) بگذارید.
۳ – مایع درون لوله ها را مقایسه کنید. چه تفاوتی در آن ها ایجاد شده است؟ دلیل آن چیست؟

سفیده تخم مرغ در سه لوله اول چندان تغییری نمی کند اما در لوله شماره ۴ سفیده ی تخم مرغ حل شده است. زیرا پپسین معده در مجاورت اسید موجب هضم پروتئین ها می شود و سفیده تخم مرغ هم چون نوعی پروتئین است پس هضم شده است.

دیواره ی پرزها بسیار نازک است و فقط یک لایه سلول دارد، پس عبور مواد از آن چندان مشکل نیست. سلول های دیواره ی پرزها برجستگی های کوچکتری به نام ریز پرز دارند. داخل پرز تعدادی رگ وجود دارد که غذاهای جذب شده وارد این رگ ها می شوند . البته عمل جذب به مقدار بسیار اندکی در دهان، معده و روده بزرگ هم انجام می شود.

کبد و کنترل مواد غذایی :

موادی که از روده باریک جذب می شوند (به جز چربی ها) به کبد می روند. کبد باید هر چه را از روده وارد خون می شود کنترل کند. برای مثال در بدن گلوکز برای سوختن در سلول ها و ایجاد انرژی به خون فرستاده می شود. اگر مقدار قند موجود در غذا زیاد باشد، کبد مقدار اضافی آن را به صورت ماده ای به نام گلیکوژن در خود ذخیره می کند تا در مواقع گرسنگی ،‌نیاز بدن را تأمین نماید. گلیکوژن، کربوهیدرات ذخیره ای جانوران است. مقدار قندی که در جریان خون وجود دارد و به سلول ها می رسد، هرگز نباید از حد معینی کم تر یا زیادتر شود. اگر مقدار قند مصرف شده زیادتر از حدی باشد که کبد آن را به صورت گلیکوژن ذخیره کند و آن را به لیپید تبدیل می کند. لیپدهای اضافه در نقاط مختلف بدن مثل شکم و پهلوها جمع می شود.

اطلاعات جمع آوری کنید.
داروی ضد اسهال و ضد یبوست چه نوع موادی دارند و در کجال لوله گوارش کار خود را انجام می دهند؟

آب در روده بزرگ به مقداری (زیاد) جذب بدن می شود تا بدن بیهوده آب از دست ندهد. هر ماده ای که مانع جذب آب در روده بزرگ شود ایجاد بیماری اسهال می کند و برعکس هر ماده ای که باعث شود آب بیش از حد جذب بدن شود ایجاد بیماری یبوست می کند.


برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل يازدهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 13:39 | نویسنده : فاطمه كشاورز

غذا و مواد ضروری آن :

ارزش غذایی که می خوریم، وابسته به ترکیبات شیمیایی خاصی است که در آن وجود دارد. مواد غذایی ضروری برای بدن عبارتند از : کربوهیدرات ها،‌لیپیدها ،‌پروتئین ها ،‌ویتامین ها، مواد معدنی و آب ، مقدارو نوع این مواد چنان مهم است که در صورت کم یا زیاد شدن آنها دچار بیماری می شویم. برخی از این ترکیبات شیمیایی مولکول های پیچیده ای هستند که به همان شکل،‌برای بدن قابل استفاده نیستند و باید شکسته و کوچک شوند. این عمل را دستگاه گوارش انجام میدهد.

۱ – کربوهیدرات ها:

بیشتر غذاهای ما را کربوهیدرات ها یا قندها تشکیل می دهند که معمولاً‌ آن ها را با نام قند می شناسیم. باید سلول های مغزتان بطور مرتب انرژی حاصل از شکستن مولکول های گلوکز را بدست آوردند. گلوکز، نوعی کربوهیدرات است که در خون ما وجود دارد و ساده ترین قندی است که سلول های بدن می توانند آن را به عنوان سوخت مصرف کنند.
نشاسته و سلولز هم کربوهیدرات اند. نشاسته در سلول دانه هایی مانند گندم،‌برنج،‌ذرات و سیب زمینی به مقدار زیادی ذخیره شده است. سلولز،‌کربوهیدراتی است که دیواره سلول های گیاهان را تشکیل می دهند نشاسته،‌سلولز و نیز کربوهیدرات ذخیره ای بدن انسان و جانوران که در فصل بعدی با آن آشنا خواهید شد. از اتصال تعداد زیادی مولکول گلوکز به یک دیگر تشکیل می شوند . البته سلولز بر خلاف دو ماده ی دیگر در بدن ما تجزیه نمی شود.

۲ – پروتئین ها

پروتئین ها تقریباً مهم ترین مولکول سازنده ی اجزای سلول هستند و کارهای مهمی برعهده دارند. مصرف پروتئین برای رشد بدن لازم است. هر مولکول پروتئین از اجتماع تعداد زیادی مولکول کوچک تر به نام آمینو اسید ساخته شده است. گوناگونی نوع، تعداد و ترتیب آمینو اسیدها باعث ایجاد پروتئین های مختلف می شود. بدن برخی از آمینو اسیدها را می تواند بسازد ولی گروهی را که نمی تواند بسازد باید به وسیله غذا دریافت کند. این نوع آمینو اسیدها در تخم مرغ،‌شیر،‌پنیر،‌گوشت ،‌نخود،‌لوبیا و سویا فراوانند.

۳ – لیپیدها :

لیپیدها ماده ی اصلی ساختمان غشاء سلول هستند. این مواد زیر پوست و اطراف اندام های بدن ذخیره می شوند و به صورت عایق و ضربه گیر عمل می کنند. لیپیدها ،‌در مقایسه با کربوهیدرات ها، مقدار انرژی بیشتری برای بدن فراهم می کند. بنابراین برای ذخیره انرژی باصرفه ترند. یعنی مقدار کم تر از آن ها انرژی بیشتری ذخیره می کنند. رژیم غذایی که مقدار مصرف لیپید در آن خیلی زیاد یا خیلی کم باشد،‌برای سلامتی انسان مضر است. اگر مقدار مصرف کربوهیدرات ها زیاد باشد،‌در بدن تبدیل به لیپید شده و ذخیره می شود. گوشت، تخم مرغ ،‌پنیر، کره و دانه های روغنی مانند آفتاب گردان از منابع مهم لیپیدها هستند.

۴ – ویتامین ها :

ویتامین ها موادی هستند که به مقدار بسیار کم، برای بدن لازمند و کارهای مهمی انجام میدهند. این مواد باعث تنظیم فعالیت بدن شده،‌با کمک آن ها استفاده از سایر مواد غذایی کامل و ساده تر می شود. برای مثال، اگر ویتامین D به بدن نرسد، سلول های استخوانی نمی توانند از کلسیم استفاده کنند. بدن می تواند بعضی از ویتامین ها را بسازد. مثلاً در برابر آفتاب، ‌مقداری ویتامین D در پوست ما ساخته می شود. ویتامین B‌ و K نیز در بدن بعضی از باکتری های داخل روده بزرگ ساخته می شود.

۵ – مواد معدنی :

در غذای انسان باید حتماً مقداری عناصر مختلف بصورت ترکیبات شیمیایی گوناگون وجود داشته باشند. زیرا انسان مانند هر جاندار دیگری قادر به ساختن هیچیک از عناصر نیست. غیر از کربن،‌هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن که در ساختمان کربوهیدرات ها، پروتئین ها و لیپیدها، وجود دارند. عناصر دیگر با توجه به میزان استفاده ی آنها در بدن، باید به مقدار کافی مصرف شوند. بیش از بیست عنصر وجود دارد که برای تغذیه ی انسان ضروری محسوب می شوند. این عناصر به صورت مواد معدنی به بدن می رسند.

۶- آب :

بعد از هوا ،‌آب لازم ترین ماده برای بدن است بیشتر مواد غذایی باید بصورت محلول در آب به بدن برسند. آب بدن در داخل و اطراف سلول ها وجود دارد و محیط مناسبی برای انجام واکنش های شیمیایی است. شاید تجربه کرده باشید که اگر زبان خود را خشک کرده و مقداری نمک روی آن بریزند، مزه ی آن را حس نخواهید کرد. آب مواد زاید را از سلول ها دور می کند. آب ، با جذب گرمای ایجاد شده در بدن و تبدیل شدن به بخار از گرم شدن زیاد از حد بدن جلوگیری می کند. یک انسان بالغ باید غیر از آبی که در غذاهای مختلف وجود دارد،‌روزانه حدود ۸ لیوان آب بنوشد، بخشی از این آب برای جبران آبی است که بدن انسان با عرق کردن، ادرار و مدفوع و انجام واکنش های حیاتی از دست می دهد.

اطلاعات جمع آوری کنید
۱ – تاریخچه کشف ویتامین ها بسیار جالب است. درباره ی آن مطالعه کنید و نتیجه را به بحث بگذارید:

حدود ۴۰۰ سال قبل جهانگردی به نام ماژلان تصمیم گرفت با کشتی دور دنیا را بگردد. در هنگام سفر طولانی مشاهده کرد که دهان ملوان ها زخم شده و ازلثه ی آنان خون جاری شده است و بعد مفصل های آنها باد کرد و چنان دردناک می شد که قابل تحمل نبود. نام این بیماری اسکوربوت است. وقتی که به جزایر فیلیپین رسیدند مقداری غذای تازه و مرکبات استفاده کردند مشاهده شده که بیماری برطرف شد و بعد دریافتند که کمبود ویتامین C موجب بروز بیماری اسکوربوت شده است.

رژیم غذایی :

رژیم غذایی برای هر فرد،‌ یعنی غذاهایی که بطور معمول آن ها را مصرف می کند. گوناگونی غذاها بسیار زیاد است. ولی از آن جا که هر کدام برخی از شش دسته مواد غذایی ضروری را دارند، برای داشتن رژیم غذایی صحیح، باید ترکیب مناسبی از غذاهای مختلف را مصرف کرد.

مقدار نیاز به کالری در شبانه روز
پسرها

دخترها

سن(سال) کیلوکالری
۹ تا ۱۲

۱۲تا ۱۵

۱۵تا ۱۸

۹تا ۱۲

۱۲تا ۱۵

۱۵تا ۱۸

۲۴۰۰

۳۰۰۰

۳۴۰۰

۲۲۰۰

۲۵۰۰

۲۳۰۰

گروه های غذایی :
برای طراحی یک رژیم غذایی مناسب باید به سه عامل توجه کرد :

اول – ویژگی های فردی، مثل سن، جنس ، ‌قد،‌ وزن ، ‌میزان فعالیت و نوع استخوان بندی
دوم – انواع مواد ضروری موجود در هر غذا
سوم – توجه به گروههای غذایی

گروه های غذایی – به تقسیم بندی غذاهای روزمره بر اساس سه ویژگی گفته می شود.

الف) تشابه غذاها
ب) مواد ضروری تشکیل دهنده ی آن ها
ج) تعداد وعده های مصرفی روزانه

گروه های غذایی عبارتند از :

۱) گروه نان، غلات، برنج و انواع ماکارونی
۲) گروه سبزیها و حبوبات تازه
۳) گروه میوه ها
۴) گروه گوشت ،‌تخم مرغ،‌حبوبات خشک و آجیل
۵) گروه شیر و فرآورده های آن
۶) گروه قند، چربی و روغن
خوردن میوه و سبزی گذشته از تأمین ویتامین ها و نمک ها باعث می شود که مواد مختلف غذایی آسان تر در مسیر لوله گوارش حرکت کنند.

اطلاعات جمع آوری کنید :
بعضی از افراد گیاه خوار یا خام خوارند. بعضی نیز فقط یک یا دو نوع غذا می خورند. گزارشی از درستی یا نادرستی کار آنان تهیه کنید.

کسانی که خود را از غذاهای جانوری محروم کنند مواد پروتئینی به اندازه کافی ممکن است به بدنشان نرسد و از لحاظ رشد، سلامتی، فعالیت های مختلف نمی تواند مثل کسی باشند که از غذای متنوع استفاده می کند.
هرم راهنمایی غذایی :

امروزه متخصصین تغذیه برای انتخاب غذای روزانه، استفاده از هرم راهنمای غذایی را توصیه می کنند. در این هرم، وعده های مصرف غذا در روز، از پائین به بالا کاهش می یابد. مصرف روزانه غذاهای گروه نان و غلات که در پائین هرم هستند بیشتر از بقیه است.
در ردیف بالایی گروه سبزی ها بزرگتر از گروه میوه هاست. یعنی تعداد وعده های غذایی بیشتری را در شبانه روز به خود اختصاص می دهد. ردیف بالاتر بطور مساوی بین گروه گوشت و شیر تقسیم شده است. در نوک هرم، غذاهایی مثل قندها، چربی ها و روغن قرارگرفته و مفهومش این است که باید به کم ترین مقدار ممکن مصرف شوند. در هر یک از این گروهها مقداری قند چربی وجود دارد که هر چه به سمت پائین هرم بیابید، کم تر می شود.
این هرم برای افراد معمولی است. برای موارد ویژه مثل بیماران،‌سالمندان،‌کودکان و نوزادان و نیز مادران باردار هرم های غذایی خاصی استفاده می شود.

غذا یک مشکل جهانی :

نزدیک به ۲۰ درصد از مردم ایران،‌یا غذای کافی نمی خورند و یا در غذای آنان مواد مورد نیاز ،‌به طور کامل وجود ندارد. این وضع باعث ایجاد بیماریهای مختلف و کاهش فعالیت های ذهنی می شود.تهیه ی غذاهای پروتئین دار،‌مشکل بزرگ بسیاری از کشورهاست و یکی از دلایل آن جمعیت زیاد است.


برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل دهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 13:27 | نویسنده : فاطمه كشاورز

فصل نهم كتاب علوم دوم راهنمايي

بدن جانداران از سلول های مختلفی درست شده که کارهای متفاوتی انجام می دهند. بنابراین هر کدام اجزای گوناگونی دارند که برخی از آن ها بین همه مشترک بوده و بعضی متفاوتند. تقریباً در همه ی سلول ها با هر شکل و اندازه ای سه قسمت اصلی دیده می شود.

۱- غشاء :

اطراف همه سلول ها را پرده ی نازکی به نام پوسته سلولی یا غشاء پوشانده است. کار اصلی این پوسته،‌وارد کردن مولکول های لازم به سلول و خارج کردن مواد زاید و دفعی از آن است. مقدار ورود و خروج مواد،‌به مقدار نیازها و فعالیت سلول مربوط است. پوسته ی سلول مانند یک صافی نیست که مواد را بر اساس اندازه ی آن ها عبور دهد. بلکه این غشاء توانایی انتخاب دارد و هرچه را که سلول لازم دارد از محیط می گیرد.

۲ – هسته :

مرکز فرماندهی سلول که ویژه گی های مختلف آن را کنترل می کند، هسته است. داخل هسته رشته هایی بنام کروموزوم وجود دارد. درون کرموزوم ها، مولکول های DNA قرار دارند. این مولکول ها که فرماندهی سلول هستند،تعیین کننده ی ویژگی های ارثی سلول بوده و دستور چگونگی انجام فعالیت های سلول را صادر می کنند.

۳ – سیتوپلاسم :

فضای درون سلول که اطراف هسته را فراگرفته سیتوپلاسم نام دارد. در سیتوپلاسم اجزای مختلفی وجود دارد که هر کدام کار خاصی انجام می دهند. بسیاری از فعالیت های حیاتی سلول ( مثل تغذیه و تنفس) در سیتوپلاسم توسط اجزای آن صورت می گیرد.

سازمان بندی بدن انسان :

چگونگی کنار هم قرارگرفتن سلول ها برای ساختن بدن را سازمان بندی بدن می گویند.

بافت :

در یک جاندار پرسلولی ،‌هر سلول به تنهایی نمی تواند همه نیازهای خود را برطرف کند. بنابراین اگر چه سلول ها به صورت مستقل از هم کارهای مختلفی دارند. ولی با یکدیگر در ارتباط هستند. کوچکترین اجتماع سلول ها که بطور هماهنگ عمل یا اعمال مشخصی را انجام می دهند. بافت (سنج) نامیده می شوند. معمولاً در هر بافت،‌سلول ها بوسیله آب میان بافتی (مایع بین سلولی) کنار هم قرار می گیرند. مقار و شکل ظاهری آب میان بافتی در بافت های گوناگون متفاوت است.

اندام :

اگر چه در همه جای بدن بافت ها وجود دارند. ولی بدن مجموعه ی ساده ای از بافت ها نیست. بافت ها در کنار هم اندام (عضو) را بوجود می آورند. اندام ،‌مجموعه ی بافت هایی است که با هم درارتباط بوده و برای انجام کار خاصی مکمل هستند. منظور از مکمل بودن این است که هر بافت، کار جداگانه ای دارد ولی همه از کنار هم برای زنده ماندن و درست کار کردن اندام ضروری هستند.

دستگاه :

به مجموعه ای از اندام ها که کارشان با یکدیگر هماهنگ و مرتبط است دستگاه گفته می شود. هر دستگاه یکی از ویژگی های حیاتی (مثل تغذیه ،نفس ،‌و …) را به عهده دارد. مثلا ً‌دست وپا اندام هایی هستند که مربوط به دستگاه حرکتی بدن اند. ما به طور هماهنگ و مرتبط با یکدیگر حرکت می کنند تا بتوانیم راه برویم. دستگاه حرکتی ما شامل، استخوان ها و ماهیچه هاست که در کنار هم حرکت ما را ممکن می سازد.

دستگاههای اصلی بدن ما عبارتند از :

دستگاه گوارش (تأمین کننده ی غذای سلول) دستگاه تنفس (تأمین کننده اکسیژن برای سلول ها) دستگاه گردش خون (انتقال مواد در بدن)دستگاه دفع ادرار (دفع مواد زاید) دستگاه حرکتی( حفظ استحکام و حرکت اندام ها) دستگاه ارتباطی (هماهنگی و تنظیم کار بدن) دستگاه تولید مثل (بقای نسل)

سؤالات متن فصل ۹ :
۱ – سلول چیست؟

کوچکترین واحد ساختمانی بدن موجودات زنده را سلول گویند.

۲ – آیا هر چه جاندار بزرگتر باشد اندازه ی سلول های آن هم بزرگتر است؟

خیر، زیرا بین سطح و حجم سلول نسبت معینی وجود داد پس مقدار سلول ها بیشتر است نه حجم سلول ها.

۳ – سلول ها چه موادی را دفع می کنند؟

مواد زاید – کربن و دی اکسید (CO2)

4 – مواد معدنی و مواد آلی غذاها کدامند؟

مواد معدنی :‌نمک ها،‌ مواد آلی : پروتئین ها، ‌چربی ها، کربوهیدرات ها، ویتامین ها

۵ – دو فایده مهم چربی ها را در بدن بیان کنید.

الف) تولید انرژی در بدن
ب) محافظت بدن در برابر سرما و ضربه

۶ – استفاده بیش از حد ویتامین ها در بدن زیان آور است؟ چرا؟

وتامین های محلول در چربی زیرا ویتامین هایی که محلول در آب هستند اضافی آنها توسط آب به صورت ادرار دفع می شوند. اما محلول در چربی دفع نمی شوند و تولید بیماری می کنند.

۷ – در هر یک از اعمال زیر کدام عناصر در بدن دخالت دارند؟
الف) تنظیم ضربان قلب (سدیم)
ب) تنظیم فعالیت غده تیروئید (ید)
ج) سلامت استخوان ها و دندان ها (فسفر و کلسیم)
د) انتقال گازهای تنفسی توسط گلبول های قرمز (آهن)

۸ – کار دستگاه گوارش چیست؟
غذا را برای هدف سلول ها آماده می کند یعنی مولکول های درشت را به مولکول های ریز تبدیل کرده تا جذب سلول ها شوند.

۹ – کدام قسمت دستگاه گوارش نسبت به سایر قسمت ها اهمیت بیشتری دارد؟ چرا؟
روده باریک، زیرا در آنجا هضم کامل تمام غذاها صورت می گیرد و عمل جذب هم درآنها صورت می گیرد.

۱۰ – آنزیم چیست؟
موادی هستند که در شیره های گوارشی وجود دارند که از سلول های معینی در دیواره لوله گوارش ترشح می شوند و موجب هضم غذاها می شوند.



برچسب‌ها: درسنامه علوم دوم راهنمايي, فصل نهم علوم دوم راهنمايي, علوم دوم راهنمايي

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 13:11 | نویسنده : فاطمه كشاورز

سلول واحد سازنده‌ی همه‌ی جانداران است. بدن انسان حدود 50 ميليون ميليون سلول دارد. هر روز سلول‌های مرده‌ی پوست از سطح آن جدا می‌شوند و سلول‌های تازه‌ای جای آن‌ها را می‌گيرند، گلبول‌های قرمز تازه جای گلبول‌های فرسوده و در حال مرگ را می‌گيرند. سلول‌های جديد نيز پوشش درونی دستگاه گوارش را نوسازی می‌کنند. همه‌ی کارهايی که جاندران انجام می‌دهند در نتيجه‌ی واکنش‌هايی شيميايی است که درون سلول‌ها انجام می‌شود.

  نظريه‌ی سلولی

  نظريه‌ی سلولی پس از ساختن نخستين ميکروسکوپ‌ها پيشنهاد شد. اين نظريه سه اصل دارد:

  § سلول کوچک‌ترين واحد زنده است که می‌تواند به طور مستقل فعاليت کند.

  § سلول واحد پايه‌ای همه‌ی جانداران است؛ همه‌ی جانداران از يک يا شمار بسياری سلول ساخته شده‌اند.

  § هر سلول با تقسيم سلولی از سلول ديگری پديد می‌آيد؛ سلول خود به خود نمی‌تواند پديد آيد.

  برای هر قانونی يک يا چند استثنا وجود دارد. در مورد نظريه سلولی، ويروس‌ها استثنا هستند. سلول‌ها ساختار و سازمان‌بندی سلولی ندارند و اين که آيا به راستی موجود زنده هستند، جای بحث دارد.

  سلول‌ها و جاندران

  جانداران را می‌توان برپايه‌ی سازمان‌بندی درونی سلول‌هايشان رده‌بندی کرد. همه‌ی جانداران، پرو کاريوت يا يوکاريوت هستند. سلول‌های پروکاريوتی از سلول‌های يوکاريوتی ساده‌تر هستند، هسته‌ای که با غشايی از ديگر بخش‌های سلول جدا شده باشد، ندارند و سازمان‌بندی درونی پيچيده‌ای، شبيه سلول‌های يوکاريوت ندارند. باکتری‌ها پروکاريوت هستند. سلول‌های يوکاريوتی بزرگ‌ترند و سازمان‌بندی درونی پيچيده‌ای دارند. تفاوت‌های اصلی پروکاريوت‌ها و يوکاريوت‌ها در جدول آمده است.

 

  تفاوت‌های پروکاريوت‌ها و يوکاريوت‌ها

                                         پروکاريوت‌ها                                     يوکاريوت‌ها

  جاندارن

  باکتری‌ها

  گياهان، جانوران، آغازيان، قارچ‌ها

  قطر سلول

  1/0 تا 10 ميکرومتر

  10 تا 100 ميکرومتر

  جايگاه ماده‌ی ژنتيک

  در سيتوپلاسم

  DNA درون هسته

  سازمان‌بندی ماده ژنتيک

  DNA حلقوي؛ بدون پروتئين‌های هيستون؛ در تقسيم سلولی فشرده نمی‌شود

  DNA خطی، متصل به پروتئين‌های هيستون؛ پيش از تقسيم سلولی به صورت کروموزوم‌های فشرده درمی‌آيد

  سازمان درونی

  چند اندامک

  اندامک‌ها گوناگون با شبکه‌ی غشايی پيچيده

  ديواره‌ی سلولی

  هميشه وجود دارد

  در گياهان، قارچ‌ها و برخی آغازيان وجود دارد؛ در سلول‌های جانوری هرگز وجود ندارد

  تاژک

  تاژک ساده‌ای دارند

  مژک‌های ويژه‌ای که از ريزلوله‌های پروتئينی با آرايش ويژه 2+9 ساخته شده‌اند

 

  پروکاريوت‌ها

  نخستين جانداری که چند ميليون سال پيش روی زمين پديد آمد، يک پروکاريوت بود. اين واژه به معنی «پيش از هسته» است زيرا ماده‌ی ژنتيکی اين جاندارن (DNA) را غشايی دربرنگرفته است و بنابراين هسته‌ی حقيقی ندارند. از اين رو، پروکاريوت‌ها را به عنوان جانداران پيش از يوکاريوت‌ها در نظر می‌گيرند، اما آن‌ها در چند مورد موفقيت‌های بيشتری به دست آورده‌اند. آن‌ها بسيار بيش‌تر از يوکاريوت‌ها (حدود دو برابر) روی زمين زندگی کرده‌اند، شمارشان از يوکاريوت‌ها بسيار بيش‌تر است (روی پوست شما بيش از جمعيت انسان‌های روی زمين، باکتری وجود دارد) و آن‌ها جاهای بسيار گوناگونی را پر کرده‌اند. برای مثال، برخی باکتری‌ها می توانند در جريان‌های آتشفشانی در دمای بالاتر از 90 درجه سلسيوس زندگی کنند.

  بيش‌تر باکتری‌ها سلول‌های کروی يا ميله‌ای شکل هستند که چند ميکرومتر طول دارند. ديواره‌ی سلولی محکم آن‌ها از پپتيدوگليکان ساخته شده است، ماده ای که ويژه‌ی باکتری‌ها است. زير ديواره‌ی سلولی، غشای سطحی سلول جای دارد که ساختمان آن به ساختمان غشای سلول‌های يوکاريوتی بسيار شبيه است. اين غشا محتويات سلول را به طور کامل دربرمی‌گيرد. برخی از گونه‌های باکتری‌ها، کپسول نيز دارند. کپسول پوشش چسبناکی در بيرون ديواره‌ی سلولی است که از مرگ باکتری‌ها، تجزيه شدن آن‌ها در اثر آنزيم‌های گوارشی يا حمله دستگاه ايمنی ميزبان جلوگيری می‌کند.

  غشای سطحی سلول باکتريايی بخشی را به نام سيتوپلاسم در برمی‌گيرد که دارای DNA ، RNA ، پروتئين و مولکول‌های کوچک است. باکتری‌ها در بخشی از سيتوپلاسم به نام «هسته‌سا» (نوکلوييد) يک مولکول DNA حلقوی دارند. چند حلقه کوچک‌تر از DNA به نام پلاسميد در سيتوپلاسم پراکنده‌اند. پلاسميدها در زيست‌شناسی اهميت بسيار دارند زيرا آن‌ها اغلب درای ژن‌هايی مقاومت به پادزی‌ها هستند و می‌توان از آن‌ها در مهندسی ژنتيک برای جابه‌جايی ژن ميان سلول‌ها به کار برد.

  باکتری‌ها با گوارش برون سلولی تغذيه می‌کنند. آن‌ها به پيرامونشان آنزيم ترشح می‌کنند و فراورده‌های محلول را جذب می‌کنند. به طور معمول، دانه‌های گليکوژن و قطره‌های ليپيد در سيتوپلاسم باکتری‌ها وجود دارد و اندوخته‌ی محدود اين مولکول‌های درشت به شمار می‌آيد. باکتری‌ها می‌توانند آنزيم‌های گوناگونی را بسازند و برخی از گونه‌های آنها می‌توانند نفت و پلاستيک را گوارش دهند. پروتئين‌ها روی ريبوزوم‌های پروکاريوتی ساخته می‌شوند و تنفس سلولی روی چين‌خوردگی‌های غشای سلول (مزوزوم‌ها) انجام می‌شود.

  برخی باکتری‌ها توانايی جابه‌جايی دارند و می‌توانند شنا کنند. آن‌ها رشته‌های نازکی به نام تاژک دارند که مانند پروانه قايق موتوری می‌چرخند و باکتری‌ها را در جهت‌های مختلف به جلو می‌رانند. برخی از باکتری‌ها رشته‌های بسيار نازکی به نام پيلوس دارند که به آن‌ها امکان «ارتباط جنسي» را می‌دهد. در اين فرايند که هم‌يوغی ناميده می‌شود، پيلوس‌های دو باکتری به هم می‌پيوندند و مجرای نازکی را می‌سازند که از آن‌جا پلاسميدها از يک سلول به سلول ديگر جابه‌جا می‌شوند.

  يوکاريوت‌ها

  همه‌ی گونه‌های جانوران، گياهان، قارچ‌ها و آغازيان از سلول‌های يوکاريوت ساخته شده‌اند. واژه‌ی يوکاريوت به معنای «هسته‌ی حقيقي» است، زيرا DNA سلول‌های يوکاريوتی را غشای هسته در بر می‌گيرد. سلول‌های يوکاريوتی اندامک‌های ديگری نيز دارند که بخش‌های گوناگون سلول را می‌سازند. مواد شيميای که در يک فرايند خاص، مانند فتوسنتز يا تنفس سلولی، درگيرند درون بخش ويژه‌ای جای گرفته‌اند و از بقيه سيتوپلاسم جدا نگه داشته می‌شوند. اين سازمان‌بندی باعث می شود واکنش‌های شيميايی يک فرايند با سرعت و کارايی چشمگيری رخ دهند و در روند واکنش‌های فرايندهای ديگر دخالت نکنند.

  اگر يک سلول جانوری را زير ميکروسکوپ نوری ببينيد، چنانچه به درستی رنگ‌آميزی شده باشد و اندکی نيز خوش شانس باشيد، می‌توانيد هسته، هستک، کروموزم‌ها (اگر سلول در حال تقسيم شدن باشد) و حتی دستگاه گلژی، ميتوکندری‌ها و ذره‌های غذای اندوخته شده را هم ببينيد. اما اگر می‌خواهيد درون سلول را با دقت بيش‌تر ببينيد، بايد از ميکروسکوپ الکترونی کمک بگيريد. مايعی که فضای بين اندامک‌ها را پر می‌کند، سيتوزول نام دارد. سيتوزول مخلوط پيچيده‌ای از آنزيم‌ها، فراورده‌های گوارشی (مانند آمينواسيدها) و مواد دورريز است.

 

  کارهای اندامک‌ها و ساختارهای اصلی سلول يوکاريوت

  اندامک                          مکان                    اندازه                     نقش

  هسته

  يکی در هر سلول

  10 ميکرومتر

  جايگاه ماده ژنتيک؛ يعنی، DNA

  هستک

  درون هسته

  2-1 ميکرومتر

  توليد ريبوزم

  ميتوکندری

  بيش از 100 عدد در سيتوپلاسم سلول

  10-1 ميکرومتر

  تنفس هوازی

  شبکه‌ی اندوپلاسمی زبر

  در سراسر سيتوپلاسم

  شبکه غشايی گسترده

  جداسازی و جابه‌جايی پروتيين‌هايی که تازه ساخته شده‌اند

  شبکه اندوپلاسمی نرم

  به صورت تکه‌هايی در سيتوپلاسم

  متغير

  ساختن برخی ليپيدها و استروييدها

  ريبوزوم

  آزاد در سيتوپلاسم يا چسبيده به شبکه‌ اندوپلاسمی

  20 نانومتر

  جايگاه توليد پروتيين‌

  دستگاه گلژی

  آزاد در سيتوپلاسم

  متغير

  پردازش و توليد برخی مولکول‌‌ها

  ليزوزوم

  آزاد در سيتوپلاسم

  100 نانومتر

  گوارش مواد ناخواسته

  کلروپلاست

  سيتوپلاسم برخی سلول‌های گياهی

  10-4 نانومتر

  جايگاه فتوسنتز

  واکوئل

  به طور معمول يک کيسه بزرگ پر از آب در سيتوپلاسم سلول گياهي؛ کوچک‌تر و به تعداد بيش‌تر در سلول جانوری

  بيش از 90 درصد حجم سلول گياهی

  اندوختن نمک‌ها، قندها و رنگيزه‌ها؛ فشار آماسی

  توليد می‌کند

  غشای سطح سلول

  سيتوپلاسم همه سلول‌ها را در برمی‌گيرد

  10-7 ميکرومتر

  مبادله و جابه‌جايی مواد به درون و برون سلول

  ديواره‌ی سلولی

  سلول‌های گياهی را دربرمی‌گيرد

  با ضخامت متغير

  فراهم کردن سختی و شکل


برچسب‌ها: سلول ها, سلول انسان, سلول جانوران, سلول, سلول هاي مختلف, نظريه ي سلولي, سلول ها چگونه اند

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 12:59 | نویسنده : فاطمه كشاورز
جدول تناوبي عناصر
1 1
H

2
He
2 3
Li
4
Be


5
B
6
C
7
N
8
O
9
F
10
Ne
3 11
Na
12
Mg


13
Al
14
Si
15
P
16
S
17
Cl
18
Ar
4 19
K
20
Ca

21
Sc
22
Ti
23
V
24
Cr
25
Mn
26
Fe
27
Co
28
Ni
29
Cu
30
Zn
31
Ga
32
Ge
33
As
34
Se
35
Br
36
Kr
5 37
Rb
38
Sr

39
Y
40
Zr
41
Nb
42
Mo
43
Tc
44
Ru
45
Rh
46
Pd
47
Ag
48
Cd
49
In
50
Sn
51
Sb
52
Te
53
I
54
Xe
6 55
Cs
56
Ba
*
71
Lu
72
Hf
73
Ta
74
W
75
Re
76
Os
77
Ir
78
Pt
79
Au
80
Hg
81
Tl
82
Pb
83
Bi
84
Po
85
At
86
Rn
7 87
 Fr 
88
Ra
**
103
Lr
104
Rf
105
Db
106
Sg
107
Bh
108
Hs
109
Mt
110
Ds
111
Uuu
112
Uub
113
Uut
114
Uuq
115
Uup
116
Uuh
117
Uus
118
Uuo

* لانتانیدها 57
La
58
Ce
59
Pr
60
Nd
61
Pm
62
Sm
63
Eu
64
Gd
65
Tb
66
Dy
67
Ho
68
Er
69
Tm
70
Yb
** آکتینیدها 89
Ac
90
Th
91
Pa
92
U
93
Np
94
Pu
95
Am
96
Cm
97
Bk
98
Cf
99
Es
100
Fm
101
Md
102
No


گروههای شیمیایی جدول تناوبی
قلیائی فلزیها قلیائی خاکیها لانتانیدها آکتینیدها فلزات انتقالی
فلزات ضعیف شبه فلزات غیر فلزات هالوژنها گازهای کامل

برچسب‌ها: جدول تناوبي عناصر, جدول تناوبي عنصر ها, جدول عناصر, جدول عنصرها

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ